هوالرزاق






13گونه شخصیتی و نحوه برخورد با آنها

13گونه شخصیتی و نحوه برخورد با آنها

1-

شخصیت ایفاگر یا بازیگر:

شخصیت ایفاگر برای خود وقت نمیگذارد.او بخاطر کارهایی که در کودکی انجام داده،مورد محبت قرار میگیرد،یعنی فکر میکند انجام کار برابر است با مهر و محبت.او انجام کار را وسیله ای برای ارضای انتظارات و توقعات دیگران میداند و میخواهد در معیارهای قابل قبول ظاهر شود.تصور میکند که به اندازه کافی خوب و مورد پسند نیست و هراسی پنهانی از رد شدن و بی اعتنایی توسط دیگران دارد.حال چنین شخصیتی چه باید بکند؟او باید آرام بگیرد و به این نتیجه برسد که حتی اگر در بهترین شرایط ظاهر نشود،باز هم مورد مهر و محبت قرار میگیرد.در شبانه روز وقتی را هم برای خود قایل شود،به استراحت بپردازد و برای خود و زندگی سخت نگیرد.

2-

شخصیت انتقادگر:

این شخصیت پیوسته برا آن است تا از دیگران انتقاد کند.او خود را دوست ندارد و ازخود احساس تنفر میکند و این را روی دیگران فرافکنی دارد و در نتیجه در مقام انتقاد از آنها حرف میزند.لفظ انتقاد او از دیگران،لفظی طعنه آمیز است.او با اثبات عیب های دیگران میخواهد کمبودهای خود را پنهان سازد.حال چنین فردی چه باید انجام بدهد؟او باید خود را جای کسی بگذارد که مورد انتقاد قرار میدهد،آن گاه خود را بخاطر کامل نبودن میبخشد و متوجه میشود که اوهم دارای نقایص و معایبی است.

3-

شخصیت لاف زن:

چنین شخصیتی برای جبران عزت نفس خود همیشه درباره واقعیت ها مبالغه میکند.اوآموخته است که برای جلب توجه دیگران باید حقایق را درشت نمایی کندشخصیت لاف زن از روی برنامه دروغ نمیگوید بلکه به طور اتفاقی چنین میکند.او برای جلب توجه لاف میزند و بزرگنمایی میکند.او احساس میکند نمیتوان آن طور که باید،مورد توجه قرار گیرد.چنین فردی نمیتواند به محبت دیگران اعتماد کند زیرا در اعماق وجود خود میداند که دروغ میگوید.هرچه دیگران به او نزدیکتر شوند،حالت تدافعی بیشتری به خود میگیرد.در مقابل لاف بیشتر،بی توجهی کمتر دریافت میکند و در نتیجه اعتمادش هم کمتر میشود.حال چنین شخصیتی چه باید بکند؟سعی کند وقایع را حتی کوچک و جزیی دقیق بیان نماید و به خود بقبولاند که هنوز هم دوستانش او را دوست دارند و برایش احترام قایلند.

4-

شخصیت قربانی:

چنین شخصیتی در دوران کودکی آسیب جدی دیده و مورد همدردی واقع شده است.او خود را شایسته مهر و حمایت نمیداند،مگر اینکه گرفتار فاجعه ای عظیم شود یا به یاد یک حادثه تاسف بار گذشته بیفتد و با تکرار و بازگو کردن آن،طلب مهر و محبت نماید.اگر چنین فردی،با گفتن شرح حادثه ناگواری که برایش اتفاق افتاده،مورد مهر و محبت قرار کیرد،شرطی میشود به اینکه حتما حادثه ناگواری بسازد،حتی حود را بیمار کند.او احساس ناتوانی دارد و با دادن احساس گناه به دیگران میخواهد آنها را به زیر نفوذ خود بگیرد.احساس مسئولیت چنین فردی ضعیف و کم است و در زندگی بی آن که خود متوجه باشد،دیگران میخواهند موجبات شادی او را فراهم سازند.حال شخصیت قربانی برای رهایی از این حالت چه باید بکند؟باید بیاموزد که توانمندی های خود را افزایش دهد و فبول مسئولیت نماید و خشم سرکوب شده خود را ازبین ببرد و در انتها دیگران را ببخشد و با آنان سازگاری نماید.

5-

شخصیت آدم خوب:

چنین فردی همیشه خوش مشرب،بشاش،موافق و همراه است.او دوستان فراوانی دارد. وی آموخته که سازگار شدن برایش پاداش به همراه داردنمیتواند حرف دلش را بزند زیرا دیگران میفهمند که او خیلی هم خوب نیست.چنین شخصیتی کاری را که باید انجام دهد به بهترین نحو به اتمام میرساند و به همه آری میگوید و هرگز عصبانی نمیشود.خود را باهمه چیز وفق میدهد.او برای اینکه خوب جلوه کند،از خواسته های حقیقی حویش فاصله میگیرد. از این که جزو اعضای گروه باشد،خوشحال است،اما در درون تنهاست.وی اگر مطابق میل خود رفتار کند،دیگران را ناراحت کرده و آنان دیگر او را تایید نمیکنند.او از خواسته های خود جدا میماند.نمیداند چه میخواهد و کیست.چنین فردی کارها را دقیق و درست انجام میدهد اما از درون احساس فریب خوردگی دارد.خود را بی نشاط و بی حوصله میکند.حال چنین شخصیتی چه باید بکند؟نه گفتن را بیاموزد و خشمش را ابراز کند.در هر حال شخصیت اصلی خود را نشان دهد و مطمئن باشد که نه تنها دیگران او را بیشتر دوست خواهند داشت،بلکه خود را به او نزدیکتر حس میکنند.زیرا حالا او حقیقی تر شده و به واقعیت نزدیکتر گشته است.

6-

شخصیت حق به جانب:

چنین شخصیتی آموخته که اگر اشتباه کند،دیگران او را دوست نخواهند داشت و او را فرد بدی در نظر خواهند داشت.او برای اینکه مورد مهر و محبت باشد،سعی میکند در هر شرایطی درست کار کند. او نمیتواند بپذیرد اشتباهی از او سرزده زیرا باعث از دست دادن محبت میشود.او برای تبرئه خود،دیگران را بد معرفی میکند.با این شخصیت بحث نکنید زیرا فورا داد سخن میدهد که شما اشتباه میکنید و حق به جانب اوست.او برای هرکاری عذری از نظر خود منطقی دارد و هرگز اشتباه خود را اقرار نمیکند.حال چنین فردی چه باید بکند؟اگر اشتباه کرد کلمه متأسفم را تمرین کند و سعی نکند خود را توجیه کند.

7-

شخصیت خشمگین:

خشم برای چنین شخصیتی،وسیله ای برای حمایت و حراست و همچنین وسیله ای برای فراری دادن دیگران است.او احساس نابسندگی درونی دارد و همیشه درصدد حراست از خود است.وی برای جبران احساس نابسندگی از دنیای اطراف خود ناراضی است و چیزی او را خرسند نمیکند.بنابراین در قبال دنیا احساس ناخوشایندی دارد.او فکر میکند سرش کلاه رفته و پیوسته میخواهد این را جبران کند.به راحتی عصبی میشود.او همه بی عدالتی ها را که در حقش روا رفته به خاطر دارد.وی از موفق نشدن دیگران شاد میشود و روحیه ای رقابت آمیز دارد.حال چنین فردی چه باید بکند؟چنین فردی باید بداند علی رغم نابسندگی در برخی از رمینه ها میتواند مورد مهر و محبت باشد و همه روزه بخشودن دیگران را تمرین کند و با دوست داشتن دیگران و بخشایش آنان خود را دوست بدارد و اشتباهاتش را ببخشد.

8-

شخصیت متظاهر:

چنین شخصیتی به قدری در نقش های مختلف ظاهر شده که نمیداند واقعا کیست.در پشت هر نقابی،نقابی دیگر وجود دارد و همیشه باتوجه به رفتار دیگران واکنش نشان میدهد.او تن به مخاطره و مجادله نمیدهد.وی میخواهد به هر قیمتی که شده روی دیگران تاثیر بگذارد تا محبوب دل ها گردد،در نقش هایی ظاهر میشود که به گمانش دیگران از او انتظار ایفایش را دارند.بنابراین به مرور به یک متقلب تبدیل میشود.او در کودکی و نوجوانی به این که خودش باشد تشویق نشده.بنابراین تصمیم گرفته برای دریافت محبت،به شخص دیگری تبدیل شود که دیگران از او انتظار دارند.او نمیتواند از مهر و محبت دیگران مطمئن باشد،زیرا در اعماق وجود خود میداند که یک متظاهر است و دیگران نمیدانند او چگونه شخصیتی دارد.حال چنین فردی چه باید بکند؟باید سعی کند خود را بشناسد،خود باشد و نقاب ها را به کناری بگذارد و خود را آنچنان که هست قبول کند.

9-

شخصیت پیرو:


چنین شخصیتی در زمینه حقایق،به دیگران وابسته است.او نمیتواند احساسات خود را باور کند و طوری تربیت شده که گمان میکند برای این که مورد مهر و محبت باشد،باید با آنچه به او میگویند،موافقت کند.او قدرت و مسئولیت خود را به اشخاصی که بتوانند مسائلش را حل کنند،واگذار میکند.از شما انتظار دارد دوستش بدارید چون با شما موافق است.او آنقدر وابسته است که تماس با واقعیت ها را از دست میدهد.به شدت امیدوار است اما به ناچار از ناحیه دیگران دلسرد میشود.این شرایط تازمانی که او خود را باور نکند وجود خواهد داشت.چنین فردی چه باید بکند؟اولین گام این است که مسئولیت خود را بپذیرد و دیگران را ببخشد.گام بعدی آن است که همه باورهایش را زیر سوال ببرد و آنها را با تجربیات خود بسنجد.شخصیت پیرو باید اعتماد کردن به احساسات خود را بیاموزد. باید به غرایز و انتخاب های خود بها دهد و به خود به عنوان منبع قدرت و درایت نگاه کند.

10-

شخصیت خجالتی:

چنین شخصی از دیگران هراس دارد،از انتقاد آنان میترسد.از آن بیم دارد که او را شکست خورده و ناکام ارزیابی کنند.نگران است او را رد کنند و فاقد اعتماد به نفس است.وی میترسد مورد پسند و قبول دیگران واقع نشود.به او گفته اند دیگران تنها در شرایط به خصوصی پذیرای او میشوند.حال چنین فردی چه باید بکند؟او باید روبرو شدن با خطر را بیاموزد.تن به مخاطره بزند و به تدریج اعتماد به نفس بیشتری به دست آورد.باید خطر کردن را در ذهن خود به تصویر بکشد و آن را در دنیای واقعی نیز اجرا نماید.

11-

شخصیت نمایشی:

شخصیت نمایشی بر آن است که کاستی های نفس خود را با نمایش گذاشتن اموال و دارایی هایش جبران کند.برای این فرد پول در حکم همه چیز است.پول میتواند برایش مهر و محبت و توجه حریداری کند.بدون پول احساس میکند که مهر و عشق و دیگران را از دست میدهد.او نمیتواند متقاضی مهر و عشق شود اما میخواهد آن را خریداری کند.وی نمیتواند احساساتش را مستقیما ابراز کند.بنابراین پول را جایگزین آن میکند.او خود را مستحق مهر و محبتی که دریافت میکند،نمیبیند و گمان میکند او را نه بخاطر خودش بلکه به دلیل موفقیت مادی دوست دارند.حال چنین شخصی چه باید بکند؟او باید احساسات خود را با دیگران در میان بگذارد،به دیگران اجازه دهد درون او را بشناسند و روی تصور ذهنی اش کار کند.

12-

شخصیت منفرد:


چنین فردی همیشه میخواهد ثابت کند که به دیگران احتیاج ندارد.او در مرحله ای از رشد خود،مهر و محبتی را که نیاز داشته،به دست نیاورده.بنابراین به این نتیجه رسیده است که به دو مقوله مهم زندگی نیاز ندارد.او آموخته که باید خودکفا باشد.وی به شدت حساس است و روحیه ای ظریف و شکننده دارد که تاکنون بارها از این مسأله لطمه خورده.او آموخته که کمتر به دیگران توجه کند و آموخته که از احساسات خود منفک باشد،چون رویارویی با احساسات دردناک است.شخصیت منفرد به دلیل نیاز فراوان به مهر و محبت،احساس گناه میکند.بنابراین نیازهایش را منکر میشود.چون نیازش را واضح بیان نمیکند،پیوسته نا امید است و در محاسبات خود آسیب میبیند.او از اینکه نیازهای همسرش را برآورده نماید،احساس رنجش میکند.برای او نیاز نشانه ضعف است.ساده ترین کاری که او انجام میدهد،قطع رابطه با دیگران و انزوا است و هرچه بیشتر حس کند که تنها شده،از مهر و عشقی که نیازمند آن است محروم میماند.در این مرحله اول باید چه کاری انجام دهد؟باید نیازهایش را بادیگران در میان بگذارد،رنج هایش را نشان دهد،انتظارات خود را مطرح کند.اگر احساس انزوا کرد فرد مورد علاقه ای را پیدا کند و احساساتش را به او بگوید و باید بداند که نیاز کلمه بدی نیست.او باید بیاموزد کسانی را پیدا کند تا نیازهای او را براورده سازند و در مشکلات یاری اش کنند.

13-

شخصیت فداکار:

چنین شخصیتی به این نتیجه رسیده که مهر و محبت به معنای فداکاری برای دیگران است.او در دوران کودکی از پدر و مادرش شنیده که آنها در حق او از خودگذشتگی کرده اند و فداکاری نموده اند.بنابراین متقابلا انتظار فداکاری دارند.برای او مهر و محبت موضوعی خسته کننده است زیرا برای نشان دادن این دو همیشه باید کاری انجام دهد که ترجیح میدهد نکند.او هرگز نمیتواند به خواسته هایش برسد زیرا این بسیار خودخواهانه است.او انتظار دارد کسی که از نعمت فداکاری اش برخوردار میشود،متقابلا ازخودگذشتگی بی حد و حساب نشان دهد.حال چنین فردی چه باید بکند؟بار سنگینی را که مهر و محبت دیگران گذاشته سبک کند.باید پدر و مادرش را به خاطر این بار سنگین ببخشد.بدون چشمداشت محبت کند ولی از حواسته های خود صرف نظر نکند.


13گونه شخصیتی و نحوه برخورد با آنها

برچسب های
13گونه شخصیتی و نحوه برخورد با آنها - - - - - -

آمار و ارقام
زمان قرار گرفتن در سایت :
کل بازدید : 2,057
تعداد بازدید ماه جاری : 1,758
تعداد بازدید در هفته جاری : 6
تعداد علاقه مندی ها : 0
تعداد 0رای به 13گونه شخصیتی و نحوه برخورد با آنها داده شده است
و میانگین امتیازات برابر است با: 50 %
نظر شما راجع به 13گونه شخصیتی و نحوه برخورد با آنها