آدم های بد قول چجور شخصیتی دارند
مسیر فعلی شما در سایت دهکده دانلود بخش دانلود کتاب :
مجله سرگرمی شیثار-->>> همسرداری-->>> آدم های بد قول چجور شخصیتی دارند

آدم های بد قول چجور شخصیتی دارند

  • زمان درج : 4 هفته قبل
  • تاریخ درج : 2019-02-20 21:00:02
  • تعداد بازدید : 17
    بازدید ماه:17
    بازدید هفته:4
  • بخش مربوطه :

هیچ کسی یک شخص بد قول را تایید نمی کند در زندگی باسعی نمایید با مردمی که بد قول هستند
تفاکتور کمتری داشته باشید چون این مردم یاد نگرفته اند که چگونه مسولیت پذیر باشند و در قبال
حرف و یا قولی که می دهند مسئولیت دارند ولو اینکه آنحرف و یا آن کار هم کار کوچکی باشد
مردم مسئولیت ناپذیر همواره حرف بیشتر می زنند و دست به عمل نمی زنند در این مطلب از شیثار شخصیت ادم های بد قول را برای شما بازگو خواهیم کرد تا با شخصیت شناسی این مردم زیادتر آشنا شوید

شخصیت ادم های بد قول

ادم های بد قول همواره آدم‌هایی بی‌اعتبارند امکان پذیر است او خود ما باشیم یا حتی آدم کنار دست‌مان، همسایه دیوار به دیوار یا حتی دوست قدیمی‌‌مان.
بدقول‌ها همواره آدم‌هایی بی‌اعتبارند که به مرور وقت دیگر کسی روی حرفشان حساب نمی‌کند.

تمام ما ادم های بد قول بیشتری را در زندگی مان دیده ایم، برخی از ما خودمان آدم های بدقولی هستیم و برخی هامان مجبوریم همیشه آدم های بدقول را تحمل کنیم.
آدمی که وفای به پیمان در قاموس اخلاقی اش نیست، کسی که هیچ گاه بر سر حرف و نوبت اش
نمی ایستد، آنی که به قول خودشادم های بد قول ، همیشه دیگران را سر کار می گذارد و پس از بدقولی علامت
ای از پشیمانی در چهره اش دیده نمی شود.
امکان پذیر است هر آدمی با هر طبقه دسته جمعی باشد، اما او هر که باشد ارزش بیشتری ندارد، چون باارزش، خصلت آزاردهنده اش درپایبند نبودن به نوبت هایش است.

ادم های بد قول در نزد دیگران چگونه اند؟

کسی که بدقولی می کند، همواره با مرور وقت، اعتبارش را در میان اطرافیان از دست می دهد و دیگر
کسی برای حرف ها و قول هایش اهمیتی قائل نیست.
چنین شخصی اگر از قضاوت دیگران نسبت به خودش ناراحت و رنجیده نشود، تصمیمی برای اصلاح رفتارش نمی گیرد و از وضعیتش نیز گلایه نمی کند، اما کسانی که مجبورند با چنین شخصی زندگی کنند و کارهای روزانه شان به گونهی با او گره خورده است، بویژه اگر خودشان پایبند به نوبت هایشان باشند، آزرده می شوند.

حالا اگر چنین شخص بدقولی، ادم های بد قول شریک زندگی آدمی خوش قول باشد، مسائل چند برابر می شود، چون اساس زندگی زناشویی بر پایبندی به پیمان و عهد است.
زمانی بچه دار می شوید، قضییه حادتر می شود چرا که شما قول می دهید و زیرش می زنید.
از آن طرف قانونی برای انجام کار بچه ها می گذارید اما آن کارها را انجام نمی دهند.

بچه تان با دوستش دعوا کرده چون از کتاب او مناسب مواظبت نکرده و…
اینها ساده نیست.
البته شاید در نگاه اول خیلی باارزش به دید نرسد اما زمانی وفای به پیمان و خوش قولی و سرحرف
خود ماندن در بچه شما نهادینه نشده باشد قادراست کم کم فاجعه ای بزرگ را رقم بزند.
وفای به پیمان همان چیزی است که کوفیان آن را نداشتند و فاجعه ای به بزرگی عاشورا به پا شد.

چگونه بچه هامون را به خوش قولی سوق دهیم؟

۱- کلمه خوش قولی را در خانه خودتان و بین خانواده مقدس نمایید.
مثلا جزو یکی از تعریف های کلامی شما از کودکتان باشد، «قربون پسر خوش قولم برم».
حتی گاهی موضوع را برایش عجیب نمایید.
زمانی بچه ها کار مناسبی می کنند مثلا نماز می خوانند یا بدون اینکه شما گفته باشید در حال یاری
به شما هستند و…
جمله مذکور را بگویید تا با تعجب بگوید: چه قولی ؟ آن زمان از مجال مصرف نمایید و مثلا بگویید:
«اینکه خدا گفته نماز بخوانید، به پدر و مادر یاری نمایید و…
و تو الان این کار رو می کنی.»

۲- زمانی وقت انجام یکی از خواسته های او رسید، مثلا سر
موقع خریدی برایش انجام دادید و…
اثر بازی نمایید و برای لحظاتی نگویید که آن کار را کرده اید.
زمانی بچه ها ناراحت شدند و ابراز ناراحتی کردند، بگویید که واقعا چقدر بدقولی حس بدی ایجاد می کند.من فقط خواستم دیدتو را درباره بدقولی بدونم، این هم هدیهی شما و…

۳- قرارهای بین خودتان مثل تمیز کردن اتاق و…
را به شکل یک قول معرفی نمایید و بعد روی دیوار اتاق بچه نصب نمایید.
به کودکتان یک کاردستی هم برای جمله «من از بدقولی بدم میاد» درست نمایید و بالای آن نصب نمایید
تا بچه ها نسبت به انجام قول شان پایبند باشند.

۴- مثل تمام خصوصیت های تربیتی دیگر، اگر بخواهید خوش قولی را به بچه ها یاد دهید اما خودتان خوش قول نباشید هیچ نتیجه ای نمی گیرید.

ادم های بد قول چگونه اعتبار خودشان را از دست می دهند؟

بدقول‌ها همواره آدم‌هایی بی‌اعتبارند که به مرور وقت دیگر کسی روی حرفشان حساب نمی‌کند، همان آدم‌هایی که پزشک قهاری معتقد
است هالگوی کردن را بلد نیستند.

این روان‌شناس برای بدقول‌ها و آدم‌های اطرافشان که در میان ما کم هم نیستند، نسخه‌های مناسبی دارد اما خودش این
نسخه‌ها را جادویی نمی‌داند، چون می‌گوید تا زمانی خانواده‌ها، بنیان شخصیت بچه را برخوش‌قولی و وفای به پیمان بنا نکنند
و آدم‌ها زمانی بزرگ و عقل رس شدند، خودشان برای خوش قول‌ شدن آستین بالا‌نزنند، هیچ نسخه‌ای کارساز نخواهد بود.

خیلی از ما ایرانی‌ها به پیمان و عهدمان پایبند نیستیم و به‌اصطلاح بدقولیم.
به دید شما چرا مردم بدقولی می‌کنند؟بدقولی یا پیمانشکنی علت ها بیشتری دارد.
بدقولی قادراست از خانواده ناشی شود، به‌طوری که مردم در این محیط اهمیت خوش قولی را درک نمی‌کنند و بدقولی کردن برایشان عادت می‌شود.
گاهی این یادگیری در محیط بیرون از خانواده اتفاق می‌افتد، یعنی مردم با دیدن رفتارهای پیمانشکنانه دیگران، بدقولی را می‌آموزند
و از خود می‌پرسند زمانی دیگران وفای‌به‌پیمان ندارند من چرا بایست خوش قول باشم.
قسمتی از این مساله نیز به درونی نشدن اهمیتی به نام خوش قول بودن برمی‌گردد.
یکی از اهمیت‌های انسانی که در متون دینی هم به آن ذکر شده، وفای به پیمان است.
مثلا زمانی چیزی از کسی امانت می‌گیریم یا زمانی نوبت‌ای به کسی می‌‌دهیم، بر سر پیمان و عهد خود باشیم.

بدقول‌ها همواره آدم‌هایی بی‌اعتبارند

حالا اگر این اهمیت‌ها درونی نشود، شخص براحتی زیرحرفش می‌زند.
این‌که اهمیت‌ها درونی نمی‌شود هم علت ها بیشتری دارد، مثل این‌که او در این باره آموزش ندیده، در محیطی زندگی کرده
که به اهمیت‌ها بها داده نمی‌شده یا این‌که برای پایبند بودن به اهمیت‌ها، تثبیت ضروری را از محیط گرفتن نمی‌کرده
مثلا زمانی اصول اخلاقی را رعایت می‌کرده، هیچ‌کس اهمیت کار او را یادآوری نمی‌کرده و از او بابت خوش قولی‌اش
قدردانی نمی‌کرده است، در حالی که تشویق و تحسین ـ که جزو پاداش‌های دسته جمعی محسوب می‌شود ـ اثر بیشتری در درونی شدن اهمیت‌ها دارد.

علت ها و ریشه بدقولی کردن چیست؟

البته در میان تمام این علت ها بایست به این مطلب هم توجه داشت که ریشه برخی از بدقولی ها در
بد برآورد کردن وقت است مثل زمانی که شخص به علت مشغله‌کاری، حساب وقت از دستش خارج می‌شود یا مثلا
ترافیک خیابان‌ها را محاسبه نکرده و دیر به قرار می‌رسد.

زیادتر کسانی که بدقولی می‌کنند برای این کارشان توجیه می‌آورند و به قول ابن سینا برای یک اشتباه هزار علت می‌آورند که می‌شود هزار و یک اشتباه.
چرا آدم‌های بدقول همیشه اشتباهشان را توجیه می‌کنند و به فکر اصلاح رفتار خود نیستند؟توجیه کردن و علت تراشیدن یکی از دفاع‌های روانی است و مردم سعی می‌کنند با توسل به این روش دفاع، براشتباهاتشان سرپوش بگذارند.

کسانی که کار اشتباه خود را توجیه می‌کنند، می‌خواهند دلیل این اشتباه را در چیزی به‌جز خودشان جستجو کنند همان‌طور
که بدقول‌ها، ترافیک، مشغله‌کاری و صدها علت دیگر را بهانه می‌کنند.
اما این کار گونهی مسئولیت‌‌زدایی و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت است.
البته قسمتی از این مساله هم به فرهنگ جامعه ما برمی‌گردد، چون در بین ما ایرانی‌ها بدقولی اپیدمی (فراگیر)
شده و زشتی آن از بین رفته، به‌طوری که رعایت زمان و وفای به پیمان آنچنان سبب تحسین نمی‌شود.

به اعتقاد من، اگر ما هالگوی میان خودمان را تثبیت کنیم هیچ‌گاه بدقول نمی‌شویم و زیر پیمان و عهدمان نمی‌زنیم.
هالگوی سبب می‌شود ما زمانی قصد ادم های بد قول بدقولی کردن می‌کنیم، حسی از درون به ما نهیب بزند که شخص مقابل
تا چه اندازه از رفتار ما ناراحت می‌شود ادم های بد قول و چه حس بدی نمایان می‌کند.
پس اگر ما هالگوی را در درونمان تثبیت و تمرین کنیم که مسئولیت تمام کارهایمان را برپیمانه بگیریم، تمام رفتارهای ضداخلاقی ازجمله بدقولی کردن ریشه کن می‌شود.

زیادتر بدانید شریک زندگی‌مان شخصی بدقول از آب درمی‌آید. ما بایست چطور با آنان رفتار کنیم؟

اگر شخص بدقول‌، همسرماست بی‌شک فشار روانی بیشتری را تحمل می‌کنیم اما به هر حال بایست این مسئله را با صحبت‌کردن یا گرفتن مشاوره حل کنیم. اما اگر با این دو روش، موضوع پایان نیابد بایست بدانیم این مساله اثر سوئی بر بچهمان می‌گذارد.

البته در زندگی زناشویی اثر زن و مرد، ۵۰ – ۵۰ است پس اگر یک والد اثر خود را به‌درستی ایفا نکند والد دیگر قادراست آن نقص را تا حد بیشتری جبران کند به شرط این‌که والد خوش قول، مرتب متذکر شود بدقولی رفتار بدی است.

شیوه دیگر این است که باز خورد بدقولی‌شان را به آنان بدهیم. یکی از اصول بهداشت روان این است که مردم بدانند نمی‌توانند هیچ شخصی را عوض کنند بلکه فقط قادرند خود را تغییر دهند. پس زمانی با شخص بدقول مواجه شدیم نبایست تلاش کنیم او را تغییر دهیم بلکه بایست از اثر رفتار او براحساسات و زندگی خودمان با او حرف بزنیم. در واقع ما بایست به انتقاد سازنده رو بیاوریم، همان انتقادی که در آن شخصیت مردم خراب نمی‌شود بلکه به صورت انحصاری درباره رفتار اشتباه آنان صحبت می‌شود.

بدقولی کردن هیچ توجیهی ندارد

مثلا ما می‌توانیم بگوییم تو آدم مناسبی هستی اما یکی از اشکالاتت این است که برخی اوقات به قولت عمل نمی‌کنی یا تو آدم نازنینی هستی اما زمانی چیزی را به امانت می‌گیری آن را به موقع پس نمی‌‌دهی.

راه دیگر هم این است که زمانی با شخصی بدقول مواجه می‌شویم و او چندبار این کار را تکرار کرد و به تذکر و انتقاد هم توجهی نکرد در روابط‌مان با او تجدید دید کنیم. البته امکان پذیر است این مساله سبب کدورت شود اما حسن آن این است که مردم با پیامد رفتارشان روبه‌رو می‌شوند.

یکی از اشکالات مردم ما این است که با هم رودربایستی دارند و با جرات نیستند حتی آنان ترجیح می‌دهند دروغ مصلحتی بگویند اما به شخص بد قول نگویند چون شخص امانتداری نیستی دیگر چیزی به تو قرض نمی‌دهم. این قبیل واکنش‌ها مگامه تغییر رفتار در مردم را فراهم می‌کند.

تبیان / عصر ایران