هوالرزاق






خلاصه ای از مردم کنترل گرا را می شناسید؟

آن ها دیگران را به سر حد جنون می رسانند. فقط می خواهند دید خود را اعمال کنند و تحمل شنیدن دید دیگران را ندارند.

کسانی هستند که همیشه می خواهند نقش اول را به پیمانه داشته باشند و باارزش ترین فرد باشند. این مردم شخصیتی کنترل گر دارند.آن ها همیشه می خواهند از تمام چیز مطلع باشند؛ رایجه ها، روابط دوستانشان با دیگران، بچه هایشان با چه کسانی رفت و آمد می کنند و چه دوستانی دارند و یا در مدرسه چه می آموزند.آن ها سعی می کنند در خانه های خود عنان مسائل را استوار به دست بگیرند و همیشه داوطلب پذیرفتن مسئولیت های بیشترند زیرا از این راه شانس بیشتری دارند که از مسائل متفاوت آگاه باشند و بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است .

مطلب جالب درباره کنترل گران این که اغلب نخستین ویژگی که با آن این مردم را می شناسید میل وافرشان به سرپرستی مسائل نیست، آنان دست کم یک ویژگی برجسته و شاخص دارند که شما را به خود جذب می کند . مثلاً شخصیتی شوخ و بامزه اند . چنین ویژگی هایی به قدری دلبرا و گیرا هستند که مردم جذب شده هیچ زمان فکر نمی کنند در زیر چنین دلبرایت هایی ، میل کنترل گری نهفته است.
 
ویژگی های شخصیتی این مردم

دوست دارند بر تمام چیز نظارت کنند
اطلاع داشتن از هر امری یکی از بزرگ ترین لذت های زندگی این مردم است. تمام چیز بایست آن طور که آن ها می خواهند انجام شود.گاهی اوقات صریح اعلام می کنند که چه کار نمایید و گاهی برای این که به شما بفهمانند آن طور که آن ها می خواهند عمل نمی نمایید اخم می کنند و اگر پافشاری نمایید ، بدون توجه به شما آن کاری را که خودشان می خواهند انجام می دهند.
 
فقط به کنترل گری خود می اندیشند
آن ها درباره هر چیز دیدی دارند. شما یا بایست خواسته خود را نانظره بگیرید و دید آن ها را عملی نمایید و یا منتظر پیامدهای قبول نکردن دیدشان باشید.
 
شیفته قدرت هستند
همیشه به این فکر می کنند که " چه کسی برنده می شود". بیشتر کنترل گران به ارتباط به چشم میدان نبرد می نگرند که در آن دو نفر برای رسیدن به قدرت با یکدیگر مبارزه می کنند.
 
حتی با تهنظر کردن، قدرت خود را حفظ می کنند
این مردم سعی می کنند به زور شما را وادار به عملی کردن خواسته هایشان کنند. شما پس از برقراری رابطه با کنترل گران خواهید فهمید که نمی توانید بر آن ها غلبه نمایید و پیروز شوید.

برخی از کنترل گران تهنظر های خود را با خشونت جسمانی عملی می کنند.
دسته دیگر تهنظر می کنند که شما را رها خواهند کرد و برخی از آن ها نیز بد دهنی می کنند. چنان نطق آتشینی می کنند که شما انرژی مقاومت با آن را نخواهید داشت و آن قدر بحث می کنند و بی وقفه حرف می زنند که به ناچار تسلیم می شوید.

ارتباط با یک کنترل گر نمرهی هم دارد؟
خیلی آرام قسمت است که کسی در کنارتان باشد و تمام تصمیم ها را او بگیرد و برای آینده برنامه ریزی کند و زندگی تان را هدایت کند . اگر شما خسته شوید او تصمیم خواهد گرفت. اگر نمی دانید از کدام مسیر به باارزشانی بروید او به شما می گوید.

می توان از آن ها قدرتمند بودن را آموخت. اگر از جنبه مثبت به کنترل گران بنگریم ، متوجه می شویم آن ها انسان هایی هستند که روی پای خود ایستاده اند و بدون یاری گرفتن به زندگی دنباله داده اند. هیچ گاه نبایست این اهمیت را نانظره گرفت.
 
اما چرا از آن ها ناراحت می شویم؟
چون فقط می خواهند دید خود را اعمال کنند و تحمل شنیدن دید دیگران را ندارند.آن ها دیگران را به سر حد جنون می رسانند. زیرا همیشه آن ها را در فشار می گذارند تا طبق خواسته آن ها عمل کنند و اجازه مشورت کردن نمی دهند. کاری می کنند که به شعور خود شک کنیم و سبب تضعیف توانایی های ما می شوند.
 
چرا این تمام دیگران را کنترل می کنند؟
کنترل گران  متداولا در خانواده هایی پرورش می کنند که پدرومادر تسلط بسیاری بر آن ها اعمال می کنند و یا خانواده هایی که در آن ها همیشه کشمکش برای رسیدن به قدرت وجود دارد. زخم احساسی این مردم مربوط به حیطه قدرتشان است و در روانشناسی آن ها را "پرخاشگر" می نامند. می توان گفت به این بچهان اجازه داده نشده که قدرت را حس کنند و پرورش کنند.، آن ها را تضعیف کرده اند .پدرومادر این مردم به جای این که بچه خود را تشویق کنند تا استعدادش را نشان دهد، سبب تضعیف استعداد او می شوند.

چنوع خود را کنترل کنند؟
1. بایست بدانند که نیروی عشق، قوی تر از نیروی کنترل است زیرا شادی قسمت تر، خوشایند تر و خوشنودی قسمت تر از این است که انسان بخواهد با ترساندن اطرافیان بر آن ها تسلط داشته باشد.

انسان قادراست با ترک کردن کنترل گری مطالب زیبایی بیاموزد، برای مثال در کنار هم بودن و به یکدیگر عشق ورزیدن.

2. نیروی حقیقی خود را بشناسید. سعی نمایید به عقب برگرنظر و تجربه دردناک دوران بچهی خود را به یاد آورید و ارتباط بین آن تجربه تلخ و سرکوب شدن قدرت و استعداد وجودیتان را پیدا نمایید. آیا به استعدادتان بی اعتنایی می کردند؟ چه چیزی در دید شما زیبا بود ولی آن را انکار می کردند و نانظره می گرفتند و یا واکنش شنظر نشان می دادند؟

3. برای رسیدن به نیروی حقیقی کاری انجام دهید. استعدادتان در هر جهتی است آن را رشد دهید مثلا اگر در زمینه نقاشی است به کلاس های نقاشی بروید. خوشنودیی را که نیروی حقیقی به شما می دهد با خوشنودی کنترل گری نمی توانید مقایسه نمایید و بدانید اصلا باارزش نیست که چه قدر دیر شده است.

4. خشمتان را شناسایی نمایید. برای این که همیشه با خشم خود در رابطه باشید، هر روز صبح از خود سوال کنید که چه امری سبب عصبانیت تان شده است. تمام آن ها را یادداشت نمایید. می توانید آن را رفع نمایید برای مثال عصبانی هستم از این که ساعت شش صبح سه بار تلفن زنگ خورد. و بگویید فلانی از دستت خیلی عصبانیم. چرا زمانی نظری پاسخ نمی دم مجدد تلفن زدی؟

5. تمرین نمایید که یکی از موارد کنترل گری تان را نانظره بگیرید. مثلا اگر کنترل گری تان در زمینه خانه داری است ، یک اتاق خواب را انتخاب نمایید و به آن توجه ننمایید و به مدت یک ماه اجازه دهید تمام چیز آشفته باشد. اگر به هنقدم صحبت با دیگران سعی می نمایید آن ها را کنترل نمایید ، صحبت شان را قطع می نمایید و یا جمله ها را برایشان تاندکیل می نمایید تصمیم بگیرید یک ماه این کار را انجام ندهید. پس از تمرین ها دقت نمایید ببینید چه اتفاقی رخ می دهد.آیا شما را کمتر دوست خواهند داشت؟ فکر می نمایید انرژی باقی مانده را نمی توان صرف کارهای دیگر کرد؟!

تبیان


برچسب های
خلاصه ای از مردم کنترل گرا را می شناسید؟

آمار و ارقام
زمان قرار گرفتن در سایت :
کل بازدید : 1,110
تعداد بازدید ماه جاری : 1,110
تعداد بازدید در هفته جاری : 4
تعداد علاقه مندی ها : 0

تعداد 0رای به خلاصه ای از مردم کنترل گرا را می شناسید؟ داده شده است
و میانگین امتیازات برابر است با: 50 %
نظر شما راجع به خلاصه ای از مردم کنترل گرا را می شناسید؟


مطالب مرتبط با خلاصه ای از مردم کنترل گرا را می شناسید؟