حواشی نمایش دور همی زنان شکسپیر با بهاره رهنما
مسیر فعلی شما در سایت دهکده دانلود بخش دانلود کتاب :
مجله سرگرمی شیثار-->>> ازهمه جا-->>> حواشی نمایش دور همی زنان شکسپیر با بهاره رهنما

حواشی نمایش دور همی زنان شکسپیر با بهاره رهنما

  • زمان درج : 56 ماه قبل
  • تاریخ درج : 2014-08-31 00:00:00
  • تعداد بازدید : 2563
    بازدید ماه:2298
    بازدید هفته:3
  • بخش مربوطه :

این روزها نمایش پرحاشيه دور همی زنان شکسپیر از بهاره رهنما بر روی  پرده بوده است که این نمایش حواشی فراوانی نیز داشته و این موجب گفت و گوی متفاوتی با بهاره رهنما شده است

مهناز افشار، نسیم ادبی، کمند امیرسلیمانی، بهنوش بختیاری و بهاره رهنما به کافه خبر آمدند تا درباره «دور همیخانم ها شکسپیر» حاشیه‌هایش و تلاش‌هایی که برای اجرای این نمایش صورت گرفته صحبت کنند:

خانم رهنما درست می باشد که در کارهای شما زنانگی نقش مهمی دارد اما انگار همه سعی‌تان بر این می باشد که شائبه فمینیستی بودن یا دفاع بی‌مورد ازخانم ها و چیزهایی از این دست، به شکل شعاری اتفاق نیفتد. معمولا در کارهای این چنینی، این مرز باریک خیلی رعایت نمی‌شود.

بهاره رهنما: ممنونم که این نکته را متوجه می‌شوید چون من طی چهار، پنج سال اخیر که در حوزه تئاتر کار می‌کنم مدام مجبور بودم این توضیح را بدهم، در طبقه‌ای که سطح مطالعه‌شان زیر متوسط می باشد تشخیص بین خلق فضای زنانه و خلق یک فضای زن‌گرا یا مردستیز کار بسیار سختی ست. و به راحتی هر کاری که در آن مثلا چند خانم وجود دارد یا درباره دغدغه‌های زنانه در آن صحبت می‌شود، سازنده‌اش متهم به فمینیست بودن می‌شود در حالی که به نظرم این یک قضاوت خیلی سطحی ست.

حداقل در مورد من این قضاوت درستی نیست که چه کارنامه‌ام، چه کارهایی که انجام داده‌ام، چه تفکرات و داستان‌هایم حکایت از یک آدم مرد ستیز نمی‌دهد. لااقل نه به آن معنای شعارزده‌ای که در ایران وجود دارد. ولی بدیهی‌ست کسانی که درباره موضوعی حرفی دارند، یا در فضای خاصی قرار داشته‌اند بهتر می‌توانند آن فضا را ترسیم کنند تا کسانی که خارج از آن فضا هستند. این فضای زنانه چیزی ست که من درش تجربه دارم و همیشه برایم جالب بوده. حتی گاهی انتقادهایی هم به این دنیای زنانه داشته‌ام و در این مورد از همه نمایشنامه‌هایم می‌توانم فکت بیاورم. متن این نمایش یک متن بسیار قدیمی متعلق به چهارصد سال پیش است.

 متنی شعارگرا که در مذمت مردان نوشته شده بود. من نمایشنامه‌های دیگر این نویسنده را هم که خواندم دیدم با این که یک نویسنده مرد است، اما طرفدار حقوقخانم ها بوده و در این مورد کلی نوشته دارد. اما چیزی که به این نمایشنامه اضافه شد تا این مرز به قول شما رعایت شود، جهان‌بینی من و پیمان است. در این کار دوست داشتم به طور مشخص پیمان قاسم‌خانی هم به ما اضافه شود چون پیمان نگاه زن‌گریزی دارد و همیشه فیلمنامه‌هایش متهم به این بوده که در آنخانم ها خیلی کمرنگ‌ و منفعل و فرعی‌اند. به خاطر همین به نظرم رسید تلفیق نگاه نویسنده مردی که زن ستیز نیست ولی نگاه انتقادی و طنزی به فضای زنانه دارد، با این متن می‌تواند نمایشنامه را به آن سطحی که دوست دارم نزدیک کند. به همین دلیل مخاطبان این نمایش فقط خانم‌ها نیستند.

زنان نمایشنامه‌های شکسپیر اغلب زنانی هستند که قربانی شرایط می‌شوند و به همین خاطر می‌توان گفت که آنها در قضاوت‌ها و رفتارهایی که از خود نشان می‌دهند به نوعی محق هستند. شما در بازی‌های‌تان چقدر توانستید از این قضاوت کردن و حق دادن به آنها  فاصله بگیرید؟

نسیم ادبی:ببینید، نقش «کاترین» در «رام کردن زن سرکش» با باقیخانم ها نمایشنامه‌های شکسپیر کمی فرق می‌کند. مثل لیدی مکبث نیست یا مثلا مثل مادر هملت نقش فرعی ندارد. کلا شخصیت‌ها ی این نمایش،خانم ها نقش‌های اصلی آثار او هستند. مثلا اوفیلیا یا ژولیت. اما کاترین یک زن بسیار جسور سرکش می باشد که زبان تلخی دارد و با این حال از درونی آرام بهره‌مند است.

من همیشه می‌گویم کاترین مثل فروغ می‌ماند. چون فروغ زبانی بسیار تلخ داشت و در دلش هیچ چیزی نبود. این که دارم اینقدر راحت درباره فروغ صحبت می‌کنم به خاطر این می باشد که نقشش را در کار خانم صابری بازی کرده‌ام. جسارت فروغ به حدی بود که مثلا در دربار می‌توانست در یک جلسه جلوی هویدا بایستد و به او بگوید که دارد اشتباه می‌کند اما در عین‌حال شعرهایش سرشار از لطافت و زنانگی بود. همین هم نابودش کرد. مگر چقدر می‌توان در برابر پلیدی‌های جامعه عصیان کرد؟ چقدر می‌شود ایستاد؟ مگر یک زن می‌تواند به تنهایی خودش را آماج تیرها کند و دوام بیاورد؟ در مورد کاترین هم همین‌طور است. زبان تلخی دارد ولی صاحب قلبی عاشق است. کاترین زنی ست که پذیرای عشق شده، هرچند او هم قربانی ست، چون همین مردی که برای به دست آوردن او این همه تلاشکرد الان با او مثل یکی از اشیاء خانه‌اش رفتار می‌کند.

 

در مورد بقیهخانم ها این نمایش هم باید بگویم، ما سعی می‌کنیم در این نمایش روزمرگی را به چالش بکشیم. می‌خواهیم بگوییم در دام همین روزمرگی ست که باید عشق را حفظ کرد. و این پرسش را مطرح می‌کنیم که آیا حواست هست به کجا داری می‌روی؟ زمان ی عشق‌ به ازدواج ختم می‌شود، آیا حواست هست، هوای احساست را داشته باشی؟ حواست هست از آن عشق، از آن موقعیت، به خوبی حراست کنی و قدرش را بدانی؟ نه تنها عشق، هر چیز دیگری. از موقعیت شغلی گرفته تا موفقیت‌های کوچک و بزرگ. چرا تا آن را به دست می‌آوریم دیگر برایش ارزش قائل نیستیم؟ بستر اصلی این نمایش همین نکته است. آن نکات سطحی که مثلا ما داریم مردها را مسخره می‌کنیم یا یکی دیگر می‌گوید این نمایش سراپا در تحسین و مدح مردان می باشد همگی کف روی آب است. عمق چیز دیگری‌ست.

مهناز افشار: در مورد زنانه بودن این کار سه همکار خوب من که قبلا با آنها بازی داشته‌ام یعنی محمدرضا گلزار، حامد بهداد و بهرام رادان که از دوستان خیلی خوب من هستند و همه لطف کردند و به دیدن این کار آمدند، هر سه تعبیرهای جالبی داشتند. مثلا آقای بهداد می‌گفت اصلا این احساس به من داده نشد که وارد یک فضای کاملا زنانه ضد مرد شده‌ام. اتفاقا به من این حس را داد که زن آنقدر هم که در بعضی فیلم‌ها نشان داده می‌شود، شیطانی نیست. این نمایش یک وجهی را نشان می‌دهد که وجه دفاعیه زن از عشق است. یا آقای گلزار و آقای رادان برایشان جذاب بود و اصلا این حس را نداشتند که آمده‌اند تا محکومیت مردها را شاهد باشند. شاید این مال خود قصه است. یعنی متن و بعد بهاره این خصوصیت را به ما داده که این گونه از عشق و ناراحتی‌ها و شکست‌های‌مان صحبت کنیم.  

خانم سلیمانی دزدمونا در نمایشنامه شکسپیر اتفاق وحشتناکی برایش رخ می‌دهد. بازی کردن این نقش بدون افتادن در دام مظلوم نمایی و این چیزها باید کار سختی باشد، درست است؟

کمند امیرسلیمانی: چیزی که برای من در این قصه به نظرم جالب آمد این بود که دیدم قربانی شدن برای عشق متعلق به زمان خاصی نیست. از زمان ‌های خیلی قدیم تا به امروز همیشه این اتفاق افتاده و مربوط به هیچ قشر و نسل خاصی هم نیست. همیشهخانم ها به خاطر روحیه شکننده‌ای که دارند و قداستی که برای عشق قائلند، قربانی ارتباطات‌شان شوند، حتی به قول خانم بهاره رهنما بدون این که طرف مقابل‌شان مقصر باشد. دزدمونا هم همین طور است. یک ملکه بیگناه که عاشق شوهرش می باشد اما در نهایت به دست همسرش کشته می‌شود.

 از سوی دیگر این شخصیت‌ها الان دیگر خارج از نمایشنامه‌های شکسپیر هستند. یعنی این دزدمونا آن شخصیت نمایشنامه نیست، از آن بیرون آمده و وارد یک جمع خودمانی،‌یک میهمانی دور همی شده است. اینجا جمعی می باشد که می‌توان خصوصی‌ترین و شخصی‌ترین زاویه‌های روحی و درونی این نقش‌ها را ببینیم و به همین خاطر می باشد که می‌گویم این دزدمونا، آن همسر اتللو در نمایشنامه شکسپیر نیست.

خانم افشار شما چطور شد که بازی در این نمایش را پذیرفتید؟ 

مهناز افشار: دلیل کار کردن من در تئاتر این نیست که مثلا بگویم بیایید و ببینید، من هم دارم تئاتر کار می‌کنم. به واقع و بدون هیچ تعارف و اغراقی دلیلش این نیست، بلکه دلم می‌خواهد چیز تازه‌ای بیاموزم. من ۱۵ سال می باشد که در سینما کار می‌کنم. در سینما ما فرصت کات کردن و رفع اشتباه داریم اما در تئاتر از این خبرها نیست. اینجا کار گروهی بیشتر معنا می‌یابد. ارتباطی که بین بازیگران شکل می‌گیرد خیلی عمیق‌تر می باشد و همه اینها باعث می‌شود که تو تجربه متفاوتی داشته باشی. تجربه‌هایی که در سینما هم می‌توانی از آن استفاده کنی. به خاطر همین به تئاتر می‌آیم که بیاموزم. کار اولم در تئاتر کار آقای حداد بود و من بسیار از او متشکرم که به من اعتماد کردند. . بعد هم کار آقای ابر بود که آن هم تجربه خیلی خوبی بود. اما در مورد «دور همیخانم ها شکسپیر» باید بگویم که من کارهای بهاره رهنما را دیده بودم و دنیای حسی‌اش را خیلی دوست داشتم چون می‌دیدم که این دنیا را چقدر خوب در تئاتر اجرا می‌کند.

صحبت از این کار شد و این که نمایشنامه‌ای خیلی قدیمی قرار می باشد کار شود که البته با آنچه که ما امروز کار می‌کنیم بسیار مختلف است. بهرحال  پیمان قاسم‌خانی و بهاره رهنما، این متن را خیلی تغییر داده‌اند و امروزی کرده‌اند. همه ما از شخصیت‌های شکسپیری فیلم و تئاتر دیده‌ایم. چه در ایران و چه غیر ایران و آنها همیشه جذاب هستند. به خاطر همین تجربه کردن یکی از این شخصیت‌ها برایم خیلی جالب بود. ضمن این که گروه، خیلی حرفه‌ای بود و خود بهاره هم در حین کار به عنوان کارگردان عالی بود. خیلی این نمایش را دوست دارم با این که معمولا کار روتین برایم گاهی عجیب و غریب می‌شود اما هر شب که اجرا داریم کار را دوست دارم. یعنی هر شب نفس تماشاگر برای من تغییر می‌کند. با انرژی تماشاچی بعضی شب ها خیلی بیشتر هیجان و عشق دارم، بعضی زمان ‌ها هم کمتر. به هرحال یک نوع آزمون می باشد و من دوست دارم که این آزمون را از سر بگذرانم.

شکسپیر همیشه در نظر آدم پرشکوه و سخت و دست نیافتنی‌ست. یعنی همیشه این فخامت و سنگینی را با نامش به ذهن مخاطب منتقل کرده اما این شخصیت‌ها ضمن این که با همان شناسنامه شکسپیری روی صحنه حاضر شده‌اند انگار اصلا جزو شخصیت‌های شکسپیر نیستند. آدم‌هایی مستقل بودند که هر کدام در زندگی مشترک‌شان به مشکلی برخورده بودند. این بار طنز کمک کرده بود که شخصیت‌ها برای مخاطب ملموس شوند ضمن این که کار به لودگی هم نمی‌کشید و این نکته مهمی ست. این تبدیل شدن شخصیت‌ها چطور اتفاق افتاد؟

بهاره رهنما: پدرم همیشه یک مثالی می‌زد که در این کار خیلی به من کمک کرد. پدرم می‌گفت مرز باریکی بین جذابیت و سخیف بودن وجود دارد و هنرمند کسی می باشد که این مرز را همیشه رعایت می‌کند. از روز اولی که با پیمان این متن را دست گرفتیم، همیشه فکر می‌کردم آن کلیت و فضا و شکوه را حفظ کنم، اما در عین حال حرف‌های تازه‌ای در آن بزنم. حرف‌های تازه‌ای که در عین حال همیشگی‌اند. عشق و حسادت و طمع ورزیدن چیزی نیست که مربوط به دوره‌های خاصی باشد. همیشه هست. و دلم می‌خواست این‌ها را در نمایشم مطرح کنم. زمان ی هم که بچه‌ها آمدند، با وجود همه تجربه‌هایی که داشتند، خودشان را به من به عنوان کارگردان سپردند. خیلی جاها مثلا ما به شوخی‌هایی در مورد بهنوش بختیاری می‌رسیدیم که شاید کار را خیلی از این چیزی که الان هست بامزه‌تر می‌کرد ولی دیگر به دلم نمی‌نشست. انتخاب علی بوستان که پیشنهاد کریستف رضائی عزیز بود، هم در همین راستا صورت گرفت.

 برای این که آن نخ جدیت در بین کار وجود داشته باشد. بهرحال گروه «این تابستان» چه در این کار و چه در کارهای قبلی می‌خواهد بگوید که عشق فراتر از جنسیت است. در این کار هم تا بیست روز مانده به اجرا رومئو در نمایش حضور داشت. می‌خواستم رومئو به عنوان نماد مردهای خوبی که در نمایش هم می‌گویم گاهی بین یک میلیون مرد پیدا می‌شود در کار باشد. یکی از بهترین لحظات این نمایش هم که به مانیفیست من به عنوان نویسنده بسیار نزدیک می باشد دقیقا همان صحنه‌ای می باشد که همه ما با وجود همه آزارها و مشکلاتی که داریم ژولیت را تشویق می‌کنیم که به دیدار رومئو برود. انگار که ژولیت پیامبری از میان زن‌هاست که ما امیدواریم رسالتش دیده شود.

کنترل بازیگرها هم خیلی خوب بود. من خودم فکر نمی‌کردم بهنوش بختیاری بتواند روی صحنه به این شکل بازی کند.

بهاره رهنما: هیچ کس باور نمی‌کند. هم خودش روی صدایش خیلی کار کرد و هم از بچه‌ها خواستم که به هم کمک کنند. مثلا از کمند خواستم که روی حرکات بهنوش کار کند یا نسیم در مورد صدا با او همکاری داشته باشد. این روحیه باعث شد که هم بهنوش و هم مهناز افشار که سومین تجربه تئاتری‌اش است، بتوانند تجربه بسیار خوبی را در این کار داشته باشند. اولین پله بازیگری این می باشد که بازیگر خودش را در اختیار کار قرار دهد. من خودم زمان ی سر کاری می‌روم فارغ از همه تجربه‌هایی که دارم، نگاه می‌کنم، ببینم، کارگردان از من چه می خواهد و واقعا همه بچه‌ها هم این خصوصیت را داشتند. یعنی همه بازیگران به من اعتماد کردند و خودشان را به کار سپردند و هم من خیلی روی بازی گرفتن متمرکز بودم.

خانم بختیاری شما چطور شد که در این نمایش بازی کردید؟

بختیاری: خب من دانش‌آموخته تئاتر هستم. سال ۷۵ در کلاس‌های مدرسه رهام هنر شرکت کردم و شاگرد خانم مهتاب نصیرپور بودم. دو سال پیش هم دوره کامل بیان را پیش افشین هاشمی و میکاییل شهرستانی گذراندم. یعنی می‌خواهم بگویم من همیشه تئاتر را دوست داشتم. سال ۸۸ هم با آقای رحمانیان مشغول تمرین نمایش «هامون بازها» بودیم که متاسفانه به روی صحنه نرفت.

تا به حال چند باری پیشنهاد بازی در تئاتر داشتم ولی همیشه دلم می‌خواست اولین تجربه‌ام با بهاره رهنما باشد. هم به خاطر دوستی‌مان و هم به دلیل بینش و فضای کاری‌اش. کلا من این فضای زنانه کارهای بهاره را خیلی دوست دارم و به خاطر همین همیشه ازش می‌خواستم که اگر روزی نمایشی کار کرد اجازه دهد من هم با او کار کنم. بهاره هم خیلی لطف کرد و به این خواسته من احترام گذاشت و برای بازی در نقش کلئوپاترا دعوتم کرد. نقشی که برای من هم خیلی دوست‌داشتنی بود و واقعا از اعتمادی که به من کرد بسیار ممنونم. چو خیلی از کارگردان‌ها این اعتماد را نمی‌کردند.

بازخوردها چطور بوده؟

بختیاری: خیلی از دوستان تئاتری بعد از دیدن نمایش به من گفتند که تو باید از اول تئاتر کار می‌کردی. بچه‌های تئاتر هم برخلاف این که همیشه می‌گویند نسبت به بچه‌های تصویر گارد می‌گیرند اصلا با من اینطور نبودند و خیلی تشویقم کردند. الان هم چند پیشنهاد بازی در تئاتر دارم که البته قطعی نشده است.

خود تئاتر چه خواص و ویژگی‌هایی برای‌تان داشت؟

بختیاری: من در کل آدم منظمی هستم. یعنی همیشه دیالوگ‌ حفظ کرده سر کار حاضر می‌شوم یا مثلا سر کار اهل موبایل‌بازی نیستم ولی تئاتر به من انضباط دیگرگونه‌ای داد. نوعی ریزبینی و دقتی که باید در تک تک لحظه‌های بازی آن را رعایت کنی. در کار تصویر، تدوین یا کارگردان خوب، راحت می‌تواند تو را نجات دهد، اما در تئاتر اگر بازیگر خوبی نباشی لو می‌روی. اوایل برایم هر روز تمرین کردن کار سختی بود. من کارهای نود شبی هم کرده بودم که به خاطرش چهار صفحه دیالوگ را یک ساعته باید حفظ می‌کردم، اما این که هر روز پنج صفحه دیالوگ را تمرین کنی به نظرم عجیب می‌آمد، ولی بعد فهمیدم که چقدر مهم است. روزهای اول که رسما قرص پیش قلب و کلرودیازپوکساید می‌خوردم و باز هم نمی‌توانستم لرزش دستم را پنهان کنم. بچه‌ها به من می‌گفتند تو ۱۹ سال می باشد که بازیگری چرا اینقدر می‌ترسی و من می‌گفتم که این تجربه را اصلا با هیچ چیز دیگری نمی‌توانم، مقایسه کنم. با این که سابقه اجرای زنده هم داشتم و از مردم نمی‌ترسیدم، اما با این حال تجربه بسیار متفاوتی بود. صحنه حالم را خوب می‌کند.

من حتی زمان ی پیش از ورود به صحنه سر درد می‌گیرم قرص نمی‌خورم، چون می‌دانم آنجا که بروم حالم خوب می‌شود. تئاتر خیلی از مشکلات جسمی و روحی مرا از بین برد و پشیمانم که چرا این همه سال کار نکردم. با این نمایش احترامم به بچه‌های تئاتر دو برابر شد و فهمیدم که خیلی زحمت می‌کشند، خیلی کار می‌کنند و خیلی بازیگرند و البته خیلی هم کم پول می‌گیرند که این واقعا دردناک است. یک رسمی بین بچه‌های تئاتر هست که همیشه پشت صحنه نان و پنیر و گوجه و خیار می‌خورند. یک بار پرسیدم که چرا غذای بهتری نمی‌خورید؟ و گفتند از بس همیشه بودجه تئاتر کم بوده، این نان و پنیر دیگر به یک رسم تبدیل شده است. واقعا نمی‌فهمم چرا اینقدر بودجه تئاتر کم می باشد و امیدوارم نگاه به تئاتر عوض شود چون می‌بینیم که امروز تئاتر حتی از سینما و تلویزیون هم قوی‌تر عمل می‌کند.

 

خانم رهنما، آن جزئیات انسانی که شما هم به آن اشاره کردید و جزو خصوصیت و ماندگاری نقش‌های شکسپیر شده، نکته درستی می باشد که شما به آن اشاره کردید اما یک سری خواص هست که در یک محدوده جغرافیایی معنا پیدا می‌کند. نمی‌خواهم بگویم نقش‌ها ایرانی شده بودند ولی جدای از این شکسپری بودن‌شان، برای تماشاگر ایرانی ملموس و قابل درک بودند. زنانی که نمونه‌های‌شان را در گوشه و کنار زندگی خودمان هم می‌توانیم ببینیم. این روند چگونه شکل گرفت؟

بهاره رهنما: زمان ی من و پیمان تصمیم گرفتیم روی این متن کار کنیم قرار گذاشتیم این متن را جوری کار کنیم که مردم را به تئاتر بکشاند. این برای من به عنوان کارگردان مهم بود. این که مردم بیایند یک تئاتری را ببینند و با آن ارتباط برقرار کنند. این تئاتر برایم عزیزتر از تئاتری‌ست که مردم آن را نفهمند و همیشه هم همین جوری کار کرده‌ام.

حتی قرار بود شخصیت‌ها در بروشور در حد دو خط معرفی شوند اما در چهار باری که من متن را بازنویسی کردم و در پلاتی که پیمان دو بار آن را تغییر داد، سعی کردیم اطلاعاتی انتخاب کنیم که خیلی تکراری نباشد ولی شخصیت را به خوبی به مخاطب معرفی کند. درباره نوع حرکت و رفتار بازیگر روی صحنه هم من سعی کردم چند فیگور معروف شکسپیری را در کار نگه دارم، ولی به هرحال سعی کردیم مرز را رعایت کنیم. یعنی نه خیلی ایرانی شود، نه خیلی شکسپیری. حتی روی تفاوت حرکات بازیگرها خیلی بحث کردیم، همچنان که در مورد لباس‌ها من به عنوان طراح خیلی سعی کردم این تفاوت لحاظ شود.

 

ادبی: من از این حرف شما تعبیر ملموس بودن را می‌کنم. چون ایرانی بودن یک تعریف دیگر دارد. ایرانی بودن یعنی ما خارجی بازی نکردیم. زمان ی شما بازیگران ایرانی را می‌بینی را که نقش‌های خارجی بازی می‌کنند، گاهی به این نتیجه می رسی که اینها چقدر متفاوتند. چون خارجی‌ها اصلا از این فیگورها و ژست‌ها ندارند. حتی در تئاترهای کلاسیک‌شان باز به این شکل اغراق‌شده بازی نمی‌کنند. همین خصوصیت در ایران بود که باعث شد عده‌ای فکر کردند تئاتر بازی کردن یعنی حرکات فاخر. در حالی که خیلی چیزها عوض شده.

برای همین هم هست که بازیگران تئاتر این قدر در سینما موفق عمل کردند. چون تئاتر به سمت مینی‌مالیست رفته است. یعنی زمان ی داری یک تئاتر تماشا می‌کنی انگار بخشی از یک زندگی را می‌بینی. در این تئاتر هم ما از آن مرز خارج نشدیم، یعنی نه آن حرکات اغراق شده را داریم، نه چیزی که تماشاگر را بخواهد اذیت کند. هر کدام استایل زن زیبای شکسپیری را حفظ کردیم، ولی در عین حال تفاوت‌های‌مان را هم حفظ کردیم. مثلا کاترین به خاطر شخصیتش کمی عصا قورت‌داده‌تر و مغرورتر است. مهناز افشار به خاطر بی‌قراری ژولیت خواص دیگری دارد. هم تفاوت‌ها را حفظ کردیم هم از قالب متن شکسپیر خارج نشدیم یعنی شما نمی‌توانید بگویید این بازیگر همان کسی می باشد که در کار مثلا علیرضا نادری بازی می‌کرد.

مهناز افشار: ما خیلی کم از زبان بدن در فرهنگ هنری‌مان استفاده می‌‌کنیم. خدا استاد سمندریان را رحمت کند، من چهار سال شاگرد ایشان بودم و ایشان همیشه به ما می‌گفتند فقط قرار نیست دیالوگ بگوییم یا میمیک داشته باشیم. زبان بدن در بازیگری مدرن خیلی اهمیت دارد و این را در سینمای آن ور آب به خوبی می‌توان مشاهده کرد. خوشبختانه این روزها به لطف داشتن اساتیدی که هستند و بودند این مسئله خیلی بین دانشجویان و بازیگران رواج داده شده است. به نظرم بازی ما در این نمایش خیلی لب مرز بود. این که خیلی هم نباید این زبان بدن و اکت بدنی ایرانی باشد. ما یکسری رفتارها داریم که مختص ایرانی‌هاست. مثلا زمان ی که ناراحت هستیم یا خجالت می‌کشیم یا هر چیز دیگری یکسری حرکات داریم.

قرار نبود که از این حرکات خیلی استفاده کنیم. مثلا یادم هست در شب‌های اول اجرا من سرم را پایین می‌انداختم ولی بعد آقای حبیب رضایی که کار را دیده بودند به من گفتند این سر پایین انداختن یک اکت ایرانی‌ست و به شخصیت شکسپیری نمی‌خورد.در نتیجه برای نشان دادن خجالت ژولیت خیلی نباید از این اکت استفاده کنم. چون درست می باشد که بهاره و پیمان قاسم‌خانی این متن را امروزی کرده‌اند اما در هر حال متن، یک متن شکسپیری‌ست. قرار نبود ژولیت ایرانی شود. من تمام شب‌ها مراقبم که یک زمان ژولیت را به سارا یا لیلا تبدیل نکنم. یعنی او ژولیت بماند با تمام حرکات فاخر شکسپیری. اینها همه به لطف کارگردانی بهاره مدیریت شده است. ممکن می باشد یک لحظه در صحنه حواس آدم پرت شود ولی خب من تمام سعی‌ام را می‌کنم. 

امیرسلیمانی: من کمی دیرتر به گروه پیوستم. زمان ی وارد شدم کمی شخصیت‌ها برای بچه‌ها شکل گرفته بود. خیلی سال بود که تئاتر بازی نکرده بودم و همیشه دوست داشتم بعد از این همه سال در کاری بازی کنم که چیز تازه‌ای برایم داشته باشد. اولین نکته‌ای که در این کار توجهم را جلب کرد بین‌المللی بودن کار بود. فکر می‌کنم اگر تماشاگران خارجی به دیدن کار بیایند یا تماشاگران ناشنوا به تماشای کار ما بنشینند، بتوانند از روی حرکت من شخصیت مرا درک کنند. این برایم خیلی مهم بود. از طرف دیگر من همیشه اتفاقات زندگی‌ام را خوب برای خودم تعریف می‌کنم.

من کمی دیر به بچه‌ها پیوستم و با خودم گفتم خوب شد، چون شخصیت‌های بقیه بچه‌ها شکل گرفته و من می‌توانم چیزهای جدیدی پیدا کنم که از بقیه آن را نگرفته باشم و مختص خودم باشد. دلم می‌خواست خصوصیتی را وارد این شخصیت بکنم که روی آن تسلط داشته باشم و چون

نام فایل توضیحات رمز لینک دانلود
  • آخرین مطالب
  • پربازدید ترین
  • سایر مطالب
    • 6 روز قبل
    • 2019-05-14 09:00:01
    • 31 خاصیت باور نکردنی بادام خیس خورده

      بادام یکی از مغزهاست که به عنوان غذایی‌ترین مغز نیز شناخته می‌شود. مردم از بادام چه به صورت بادام بوداده و شور یا بادام خام و بادام خیس خورده به عنوان میان‌نوبت مصرف کرده یا آن را به کیک یا کلوچه اضافه می‌کنند چرا که مزهی خوشمزه دارد.
    • 1 هفته قبل
    • 2019-05-11 21:00:01
    • کمی بیشتر از داروهای فشار خون و عوارضشون بدونیم

      داروهای فشار خون کاربردها و کلاس های مختلفی دارند، خیلیی از داروها به عنوان ضد فشار خون شناخته می شوند و به صورت تجویزی برای پایین آوردن فشار خون بالا مصرف می شوند. گونه های داروهای فشار خون در کلاس های و دسته های مختلفی وجود دارند
    • 1 هفته قبل
    • 2019-05-09 21:00:03
    • نگاهی به مشکلات نوزادی

      دوره یکماهه اول زندگی را دوره نوزادی نامگذاری کرده اند . دراین دوران درهمه ی ارگآنانی جسمپرورش ونمو بطور سریع اتفاق افتاده وهمین موضوع سبب یکسری تغییراتی می­باشد که درپوست این تغییرات بطور واضحتری دیده می­شود . دراین نوشتهتلاش شده است
    • 1 هفته قبل
    • 2019-05-09 09:00:02
    • چرا در بعضی بیماری ها خارش داریم

      خارش پوست به عنوان خارش بدن هم شناخته می شود و احساس تحریک کنده و غیر قابل کنترل است که باعث ایجاد تمایل به ناخن کشیدن روی بدن می شود. علت خارش بدن می تواند مشکلات پوستی یا بیماری های داخلی باشد.
    • 2 هفته قبل
    • 2019-05-06 09:00:03
    • یک روش خوب برای مزه دار کردن مرغ

      مرینیت کردن مرغ اصطلاحی است که زیادتر سرآشپز های مشهور جهان از آن مصرف می کنند. شما هم می توانید مرغ سبز را که دارای مزه و کیفیت خیلی مناسبتری نسبت به مرغ های متداولی است با شیوه های متفاوت مزه دار نمایید و سپس طبخ نمایید.با این شیوه هایی که در دنباله به آنان می پردازیم می توان
    • 2 هفته قبل
    • 2019-05-05 09:00:02
    • با شطرنح بازی کردن با بچه ها چه چیزهایی به دست می آوریم

      از پازل‌های چند تکه گرفته تا بازی‌های رنگارنگ، تمام و تمام را به خانه می‌برید تا از کوچولوی بازیگوش‌تان یک نابغه بسازید. درست است که خیلیی از این بازی‌ها، اثر بیشتری در بالا بردن هوش بچه شما ندارند، اما هر کدام از آنان، می‌توانند مهارتی را در او تثبیت کنند
    • 2 هفته قبل
    • 2019-05-04 13:14:01
    • باربری در تمامی مناطق تهران

      اربری و اتوبار شرق تهران با کادر و کارگران خوش اخلاق و مودب نزدیکترین باربری در محدوده شرق و غرب تهران می باشد.در صورتی که در جستجوی یک باربری خوب و ارزان قیمت در این محدوده هستید با شرکت ما تماس بگیرید
    • 2 هفته قبل
    • 2019-05-03 09:00:03
    • کرکرس ها چگونه زندگی میکنند

      کرکس یا لاشخور پرندگانی هستند که زیادتر از مردار غذا می‌کنند. این پرنده یا پرنده های هم خانواده با آن را در فارسی مرغ مردارخوار، دژکاک، دال و لشخور نیز ندلگرمیه‌اند.کرکس یا لاشخور پرندگانی هستند که زیادتر از مردار غذا می‌کنند. این پرنده یا پرنده های هم خانواده با آن را در فار
    • 60 ماه قبل
    • 2014-05-01 00:00:00
    • نو کردن کیف های قدیمی با کمی خلاقیت

      14امروز برای شما دوستان راهکاری داریم که با استفاده از اون شاید بتونین به خوبی کیف های قدیمی خودتون رو کمی نونوار بکنید و کیف های زیباتر و بهتری داشته باشید
    • 41 ماه قبل
    • 2015-12-14 00:00:00
    • خانه مردگان

      14عکس‌های قدیمی و جدید، در سالگرد آش‌های قجری و چی و چی و چی... درست بعد از این‌که از میرزارضا می‌نویسم، می‌بینم دوستی برایم پیغام گذاشته که بساط پشت پرده و اخلاق شاهان قاجار به ما چه.
    • 8 ماه قبل
    • 2018-08-26 08:56:48
    • آشنایی با غذای محلی قیقاناخ تبریز

      14امروز مطلبی در مورد یک غذای محلی برای شما داری ،غذایی دوست داشتنی و خوش مزه برای ما ترک زبان ها و همشهری ها ی ما به نام قیقاناخ تبریزی که نوعی دسر تبریزی است که هم به عنوان درسر و هم به عنوان شیرینی مورد استفاده قرار میگرید و البته بسیار خوشمزه است و دوست داشتنی
    • 58 ماه قبل
    • 2014-07-13 00:00:00
    • باربی زنده جدید اینبار از ژاپن

      14چند و قت پیش بود که باربی زنده ای دیده شد دختری که خودش رو شبیه باربی در آورده بود و اینبار دختر دیگری خودش رو شبیه یک باربی در آورده و ما تونستیم یکی دوتا عکس از این باربی رو امروز براتو نداشته باشیم که امیدوارم باب میل شما دوستان بود ه باشه
    • 49 ماه قبل
    • 2015-04-12 00:00:00
    • دختر شایسته 2014 مشخص شد + عکس

      شب گذشته مراسم دختر شایسته 2014 برگزار شد و در  این بین دختری از آفریقای جنوبی به عنوان دختر برتر سال 2014 انتخاب شد  
    • 52 ماه قبل
    • 2014-12-26 00:00:00
    • همه چیز راجع به درخت کریسمس

      با فرا رسیدن سال جدید میلادی و برنامه های کریسمس و ... امروز مطلبی راجع به درخت کریسمس و تاریخچه اون رو براتون داریم ، از تاریخچ این درخت و اینکه این درسخت نماد چیست براتوم گفتیم
    • 53 ماه قبل
    • 2014-12-05 00:00:00
    • بیمارستانی به شکل کشتی

      امروز باز از یک جای جالب براتون گزارشی داریم گزارشی از یک بیمارستانی که به شکل یک کشتی است و البته فوق اعلاده زیبا و جذاب است
    • 53 ماه قبل
    • 2014-12-02 00:00:00
    • حکایت نصیحت مادر

      امروز حکایتی خواندنی دیگر براتون داریم به نام نصیحت مادر
    • 53 ماه قبل
    • 2014-12-01 00:00:00
    • طراحی خاص خانه های کوچک در اسلونی

      با افزایش جمعیت و روند رشد ساخت و سازهای آپارتمانی و البته زندگی های کم جمعیت خانه های کوچک به نوعی با هزینه های کمترشون طرفداران خاص خودش رو پیدا کرده اند و بر همین اساس خانه های خاص و کوچکی در اسلونی طراحی شده است
عشق به کتاب

عشق به کتاب

امید داریم از ما راضی باشید دانلود pdf کتاب

لینک های مهم

لینک های مهم

فعلا خالی

توضیحات

توضیحات

در حال ساخت

تماس با ما

تماس با ما

از طریق قرار دادنپیام در تلگرام با ما در ارتباط باشید آیدی : yashar_0007 با ما در ارتباط باشید