هوالرزاق




ads


یکی از آرزو های من - آزاده نامداری

یکی از آرزو های من - آزاده نامداری

باز هم آزاده نامداری و گفت و گویی دیگر رو با او داریم  گفت و گویی که او بیشتر از اهدافش و آرزوهایی که در پی ان ها بوده و هست صحبت کرده است رو امروز برای شما دوستان داریم که امیدواریم باب میلتون بوده باشه و از خواندنش لذت ببرید

" خانومی که شما باشی" است؛ برنامه‌ای که آزاده نامداری سنگ بنای آن را در شبکه دو گذاشت و حالا بعد از سه سال آن را به سمت یک برنامه دغدغه‌مند کشانده است. خانومی که شما باشی به تهیه‌کنندگی آزاده‌نامداری به برنامه‌ای بدل شده که به دشواری‌های زندگیخانم ها اختصاص دارد و از زنانی سخن می‌گوید که سختی‌ها و زمختی‌های زندگی را با نگاه و اندیشه زنانه سامان می‌دهند. این برنامه تاکنون در شش فصل تولید شده و فصل ششم که از بیست و نهم شهریور به مناسبت هفته دفاع مقدس آغاز شده، تا شانزدهم مهر ادامه دارد. به بهانه پخش خانومی که شما باشی، با آزاده نامداری درباره نگاهش به مفهوم زن، خانواده و سنت صحبت کرده‌ایم.

برنامه خانومی که شما باشی، زمان ی به صورت ترکیبی اداره می‌شد، اما حالا یک مستند تلویزیونی است. این دگردیسی چرا اتفاق افتاد؟
آزاده نامداری : به نظرم دگردیسی در مقایسه با اتفاقی که برای برنامه رخ داده، کلمه سنگین و بزرگی است. اگر اشتباه نکنم سری اول برنامه نوروز 91 پخش و با استقبال زیادی روبه‌رو شد؛ بیش از آنچه توقع داشتم، البته حافظه‌ام یاری نمی‌کند که به جزئیات آن اشاره کنم و فقط می‌دانم برایم جالب بود که بعد از سال‌ها اجرای برنامه زنده، ناگهان خانومی که شما باشی این‌طور با استقبال روبه‌رو شده بود و من خیلی ذوق زده بودم.

من همیشه اصرار داشته و دارم که این در این برنامه ما به دنیا از دریچه چشمان خانم‌ها نگاه می‌کنیم. زمان ی به مسائل ساده زندگی آنها توجه داشتیم و حالا به دغدغه‌های عمیق‌ترخانم ها نگاه می‌کنیم. معت گام مردمک چشم خانم‌ها به طور طبیعی دنیا را لطیف‌تر، مادرانه‌تر و نگران‌تر می‌بیند. خانم‌ها ویژگی‌هایی برای خودشان دارند که ما فکر کردیم می‌توانیم به این ویژگی‌ها در برنامه خانومی که شما باشی توجه داشته باشیم.

طرح و ایده برنامه اولیه هم مال شما بود؟
بله.

پس از همان ابتدا به مسائلخانم ها علاقه داشتید!
آزاده نامداری :همین‌طور است، اما با ذکر این توضیح که زمان ی برنامه‌ای حتی اسمش فریاد می‌زند که یک برنامه زنانه است، به این معنی نیست که ما به دنبال احقاق حقوقخانم ها هستیم. برنامه خانومی که شما باشی می‌خواهد به مسائل نگاه زنانه داشته باشد و این با نگاه خصمانه و جنگجویانه برای گرفتن حق و حقوق خیلی فرق دارد. نگاه زنانه مسائل جزیی‌تری را می‌بیند، مهربان‌تر تماشا می‌کند و به نظرم جامعه ما در شرایطی می باشد که به این نگاه زنانه نیاز دارد.

خانومی که شما باشی هر چه جلوتر رفت، زنانه‌تر شد و نگاهی که به آن اشاره دارید در این برنامه پررنگ‌تر شد. این یعنی نگاه زنانه شما پخته‌تر شد یا در عرصه برنامه‌سازی صاحب تجربه بیشتری شدید؟
شاید من پخته‌تر شدم. البته نمی‌توانم بگویم نگاه من لطیف‌تر شده است؛ به نظرم همیشه همین‌جوری به دنیا نگاه می‌کردم. چیزی که باعث تغییر برنامه شد، این بود که زمان ی من مجری برنامه بودم و بخشی ازحرف‌ها را من می‌زدم و بخش دیگر را مهمان‌ برنامه‌ اما به مرور زمان به این نتیجه رسیدم که بگذارم همه حرف‌ها را مهمان برنامه بزند و من پشت دوربین بمانم. الان حضور من در برنامه به چند سوال و خواندن متن‌ها خلاصه شده که آن هم بسیار کوتاه است.

چرا خودتان را حذف کردید؟
آزاده نامداری :به دلایل متفاوت؛ ترجیح دادیم به جای این‌که افراد را به برنامه دعوت کنیم، ما سراغ آنها برویم. زمان ی آدم‌ها به برنامه زنده تلویزیونی دعوت می‌شوند و روبه‌روی دوربین و زیر نور پرژکتور و توی دکور می‌نشینند، با زمان ی که ما به خانه آنها می‌رویم، نگاهشان می‌کنیم، زندگی آنها را لمس می‌کنیم، رفتارشان را در کوچه و خیابان، با اطرافیان و بچه‌ها می‌بینیم، خیلی تفاوت دارد.

زمان ی تو مهمان موضوع برنامه‌ می‌شوی، چهار پنج روز در خانه‌اش می‌مانی و با ابعاد شخصیتش آشنا می‌شوی. این خیلی فرق می‌کند با این‌که مهمان برنامه ما خودش را جلوی آینه مرتب بکند و بیاید بنشیند روی صندلی روبه‌روی من و درباره خودش حرف بزند. همه ما درباره خودمان چیزهایی می‌گوییم که شاید کمی با واقعیت فرق داشته باشد؛ شما الان از من درباره خودم می‌پرسید. من خودم را طبق برداشتی که از خودم دارم برای شما توضیح می‌دهم، این فرق دارد با این‌که شما چند روز با من در خانه‌ام زندگی نمایید. به نظرم فضای مستند بسیار صادقانه‌تر می باشد و من به این نوع برنامه علاقه بیشتری دارم.

یعنی دیگر دلتان نمی‌خواهد مجری باشید؟
چرا دوست دارم اما دلم می‌خواهد برنامه‌ای که می‌سازم این‌گونه باشد. ضمن این‌که برنامه‌ای که درباره خانم‌ها ساخته می‌شود حتما باید فرصتی به مخاطب بدهد که آن را حس کند.

پس چرا از همان ابتدا طرح یک برنامه ترکیبی را به تلویزیون ارائه کردید؟
آزاده نامداری :برای این‌که از اول این طوری فکر نمی‌کردم. آن چیزی که شما از آن به دگردیسی یاد می‌نمایید، حتما در طول این سه سال در خود من هم رخ داده و نگاهم تغییر کرده است. اتفاقی که افتاده این می باشد که نگاه ما به سوژه‌ها از فانتزی به واقعگرایانه تغییر کرده است. زمان ی سوژه‌های ما فانتزی بود ساختار ترکیبی برای آن مناسب‌تر بود، اما زمان ی سوژه‌ها واقعگرایانه انتخاب می‌شود، پس ساختار مستند برای آن مناسب‌تر است.


برخی مجری‌های جوان تلویزیون زمان ی در یک برنامه درخشیدند تازه می‌فهمیم که کلی برنامه اجرا کرده‌اند و ما هیچ زمان آنها را ندیده‌ایم، اما در مورد شما این طور نبود از همان برنامه تازه‌ها دیده شدید.


فکر می‌کنم خدا خیلی دوستم داشته و خیلی آدم خوش‌شانسی بودم چون چگونگی ورود به تلویزیون خیلی مهم می باشد و این‌که برای یک مجری در اولین حضورش چه اتفاقی بیفتد. من نقطه شروع خوبی داشتم.

اصلا چطور به تلویزیون معرفی شدید و اجرا را شروع کردید؟
آزاده نامداری :من در آزمون اجرا شرکت کردم و از میان تعداد زیادی شرکت‌کننده انتخاب شدم و دوره‌های متفاوت را گذراندم. اولین بار به برنامه سیمای خانواده معرفی شدم. تصور نمایید کسی بودم که تا به آن زمان تجربه نشستن مقابل دوربین را نداشتم. خوش‌شانسی من این بود که چهار مجری فوق‌العاده در این برنامه حضور داشتند که هر کدامشان سال‌ها تجربه داشتند. خانم الهه رضایی که دیدنش برای من آرزو بود چه برسد کار کردن با ایشان و در کنارشان بودن.

همین‌طور آقای هرمز شجاعی‌مهر که سال‌های سال در رادیو و تلویزیون اجراهای روان داشته و خانم قهرمانی و خانم ادیبی که سال‌های سال من ایشان را در برنامه‌های کودک تماشا می‌کردم. کدام مجری جوانی این شانس را دارد که در کنار این همه مجری توانمند قرار بگیرد و تجربه کسب کند؟ برای من کار کردن در سیمای خانواده مثل این بود که انگار هر روز می‌رفتم دانشگاه. بین سال‌های 84 و 89 من تازه‌ها را با 25 دقیقه زمان در دل برنامه دو سه ساعته سیمای خانواده اجرا می‌کردم. این برای من واقعا حکم دانشگاه را داشت.

یعنی شما تمام دو سه ساعت برنامه را در استودیو حضور داشتید و بعد از اجرای تازه‌ها همان‌جامی‌ماندید و کار دیگران را نگاه می‌کردید؟
آزاده نامداری :البته که می‌ماندم. دروغ چرا!؟ شاید سال آخر اینقدر منظم و پیوسته نبود و یک زمان ‌هایی نمی‌شد که تمام زمان پشت صحنه حضور داشته باشم، اما این برنامه در تمام آن چهار پنج سال زندگی من بود. شب‌ها برنامه ضبط شده را نگاه می‌کردم، روزها با مجریان برنامه حرف می‌زدم، نظر همه را می‌پرسیدم. این شاید برای هر مجری تازه‌کاری یک آرزو باشد که به مجریان با سابقه تلویزیون دسترسی داشته باشد و با آنها حرف بزند، اشکالاتش را بپرسد. این خوشبختی بزرگی برای من بود. به نظرم یکی از دلایل ضعف اجرا در تلویزیون ما این می باشد که مجری‌های تازه‌ وارد به تلویزیون اصلا مجال نمی‌کنند آموزش ببینند، در حالی که آموزش در حین کار خیلی خیلی مهم است.

آن موقع چند ساله بودید؟
این دوره بین بیست تا بیست و پنج سالگی من بود که سال‌های مهمی در زندگی هر کسی است. اینقدر این برنامه برای من مهم بود که کل زندگی مرا تحت تاثیر قرار داده است. دوستان امروز من کسانی هستند که در آن دوره با آنها آشنا شدم. سال‌های مهم زندگی من در سیمای خانواده گذشت و بگذارید اینقدر با کلمات بازی نکنم و صریح بگویم من با این برنامه بزرگ شدم.

شما به فوتبال هم علاقه دارید. چرا به سمت گویندگی یا اجرای برنامه‌های ورزشی نرفتید؟
برای این‌که اصلا چنین چیزی در تلویزیون نداریم. یکی از آرزوهای بزرگ من در زندگی این بوده که یک برنامه فوتبالی اجرا کنم، ولی هنوز در تلویزیون این باب باز نشده است.

شاید آنقدرها هم خوش‌شانس نیستید!
آزاده نامداری : این‌طور نیست. به همان دلیل که خانم‌ها نمی‌توانند به ورزشگاه بروند، به همان دلیل هم نمی‌توانند اجرای برنامه‌های فوتبالی را به عهده بگیرند. بگذارید این‌طوری بگویم، این تلویزیون نیست که مسئول خیلی از اتفاقات است.

در واقع فرهنگ جامعه خودش را به تلویزیون تحمیل می‌کند. اگر در تلویزیون یک مجری خانم برنامه فوتبالی اجرا نمی‌کند، برای این می باشد که جامعه از آن استقبال نمی‌کند. مردم مجری خانمی را که فوتبال گزارش می‌کند اصلا دوست ندارند و به همین دلیل در تلویزیون ما چنین اتفاقی نمی‌افتد. ممکن می باشد در بعضی جمع‌ها بگوییم چقدر خوب بود اگر یک خانم فوتبال گزارش می‌کرد، اما حقیقت این می باشد که اگر این اتفاق بیفتد برایمان جالب نیست.

زمان ی من چادر ملی به سر کردم و در تلویزیون ظاهر شدم. آن زمان در تلویزیون ما کسی چادر ملی سر نمی‌کرد، اما جامعه مرا با این پوشش در تلویزیون پذیرفت چون چادر ملی در جامعه وجود داشت و پذیرفته شده بود، اما زمان ی چادر رنگی سر کردم، مورد توجه قرار نگرفت. من در برنامه غیرمنتظره چادر رنگی سر کردم. اواخر سال 89 و اوایل سال 90 بود و ما در برنامه غیرمنتظره راجع به این کار فکر کرده‌ بودیم و همه جوانب آن را بررسی کردیم اما متوجه شدم مردم این نوع چادر را دوست ندارند و خانم‌های چادری به چادر مشکی بیشتر علاقه دارند. بنابراین زمان ی مردم اتفاقی را دوست ندارند، تلویزیون هم ادامه نمی‌دهد.

همین دیدگاه که تلویزیون فرهنگ جامعه را بازتاب می‌دهد، چقدر در برنامه خانومی که شما باشی تاثیر داشت و به آن سمت و سو داد؟
آزاده نامداری :اجازه بدهید پیش از هر چیز تاکید کنم که این برنامه حاصل فکر آزاده نامداری به تنهایی نیست. ما یک کارگردان خیلی خوب در برنامه داریم به نام میلاد مهدوی که حرف‌های ما را که جنس زنانه دارد، خوب درک می‌کند و به تصویر می‌کشد.

مدیران گروه، همکاران ما در اتاق فکر برنامه و خبرنگارانی که با ما همکاری دارند، آقای سیداحمد قمصری که مدیر تولید می باشد و آقای سهرابی دستیار تهیه، همه در این برنامه سهیم هستند، اما اگر در نهایت این برنامه به نام من است؛ یعنی من مسئولیت این برنامه را به عهده دارم؛ هم مسئولیت خوبی‌های آن و هم مسئولیت بدی‌ها و ضعف‌هایش را و شاید به همین دلیل تغییری که در من رخ داد به برنامه هم سرایت کرد. کاملا طبیعی می باشد که هر قدر نگاه من به زندگی پخته‌تر می‌شود، در برنامه‌سازی هم پخته‌تر عمل می‌کنم. من پاییز امسال سی‌ساله می‌شوم. پنج سال دیگر که سی و پنج ساله شدم، حتما برنامه خانومی که شما باشی باید با برنامه فعلی مختلف باشد و اگر نبود یعنی جا مانده‌ام.

مسائل زنانه و نگاه‌های زنانه به این سرعت تغییر می‌کند؟
آزاده نامداری :نمی‌دانم چه اتفاقی خواهد افتاد، اما حتما به مرور زمان می‌توانیم عمیق‌تر به دنیایخانم ها نگاه کنیم. مثلا اوایل دربرنامه خانومی که شما باشی درباره دغدغه‌هایی مانند رانندگی خانم‌ها، سفر و مسائلی از این دست حرف زدیم، اما الان حرف برنامه چیز دیگری است. ما به این نتیجه رسیده‌ایم که دغدغه‌هایخانم ها ما خیلی مهم‌تر از رانندگی و سفر است. در سری جدید برنامه، ما با خانمی حرف می‌زنیم که شهردار می باشد و دارد یک شهر را اداره می‌کند، زندگی خانمی را نشان می‌دهیم که همسرش از گردن قطع نخاع شده است، راجع به زنی صحبت می‌کنیم که سه فرزندش را در یک روز از دست داده است. من دغدغه‌هایخانم ها را سطحی‌ می‌دیدم و هر چه زمان می‌گذرد نگاهم عمیق‌تر می‌‌شود.

الان نگاهتان به زن، خانواده و دنیای امروز یک زن ایرانی چگونه است؟
آزاده نامداری :در این باره فقط می‌توانم نظرم را بگویم و شاید سندیتی هم نداشته باشد. فکر می‌کنم باری که امروز روی دوش زن ایرانی می باشد خیلی بزرگ است. زن ایرانی مسئولیت خانواده را به عهده دارد؛ زمان ی در خانه‌ای دو بچه وجود دارد، با این حجم اطلاعاتی که در دسترس قرار گرفته و این هجمه عظیمی که از جاهای متفاوت به یک خانواده وارد می‌شود، زندگی پیچیده‌تر شده است. زندگی امروز حتی از پنج سال قبل و ده سال قبل هم پیچیده‌تر است. زن ایرانی باید خودش را با این پیچیدگی‌ها هماهنگ کند، او نمی‌تواند عقب بماند.

چرا فقط زن خانه را در مقابل این دشواری‌ها مسئول می‌دانید؟ مردها هم کنار زن‌ها هستند و مسئولیت‌هایی به عهده دارند.
آزاده نامداری :نمی‌گویم فقط زن مسئول است؛ قبول نمایید حجم قابل توجهی از این مسئولیت‌ها بر دوش زن است. همه اعضای خانواده چشم به مادر خانه دوخته‌اند. این مساله هم سنتی می باشد و هم برآمده از ذات و درون زنان. اولین تصویری که از مادران خود در ذهن داریم چهره‌ای نگران است. مادر ایرانی نمی‌تواند به فرزندانش بگوید خب تو برو دنبال زندگی خودت که من هم به خودم برسم. همه فکر و ذکر مادران ما این می باشد که زندگی فرزندشان چه می‌شود، چه آینده‌ای در انتظار اوست. چه می‌خورد، چه می‌پوشد، کجا می‌رود، با چه کسی دوست می‌شود، با چه کسی ازدواج می‌کند، چه‌ کاره می‌شود و...


مادرهای ایرانی هم تغییر کرده‌اند و شاید تا ده سال دیگر دغدغه‌های آنها از جنس دغدغه‌هایی که به آنها اشاره می‌نمایید، نباشد.
به نظرم این تغییرات در بخش کمی ازخانم ها ایرانی رخ داده است. ذات زن شرقی و زن ایرانی این می باشد که دغدغه خانواده و فرزند داشته باشد. بله قبول دارم که زن پایتخت‌نشین با زنی که در شهر یا روستایی دور افتاده زندگی می‌کند دغدغه‌های متفاوتی دارد، اما به طور کلی ذات زنانه دوست دارد مراقب و مدیر باشد. هویت یک زن به این دو واژه وابسته می باشد و زمان ی ستون خانه‌ای می‌شود آن را وظیفه خودش می‌داند. نگاه من این می باشد که این بار به دوش زن‌هاست و در دنیای امروز مراقبت و مدیریت خیلی سخت‌تر است. برای همین می‌گویم بار سنگین‌تری به دوش دارند.

اگر این حرف شما را بپذیریم که مدیریت و مراقبت از ذات زنانه می‌آید یعنی نباید تغییر کند. با این حساب تغییر دیدگاهخانم ها پایتخت‌نشین نتیجه چه چیزی است؟ شاید معتقدید که یک موج گذراست؟
آزاده نامداری :امیدوارم یک موج باشد. دنیا در حال تغییر می باشد و به نظر من مردم کشور ما مقاوم‌ترین آدم‌ها در مقابل این تغییرات بوده‌اند. ما آدم‌هایی نیستیم که بگوییم به من چه! اصلا این ادبیات در فرهنگ ما نیست. زمان ی دوستی درباره فلسطین حرف می‌زد و من به او گفتم مردم ما مساله فلسطین را ندیده نمی‌گیرند برای این‌که ما اصلا آدم‌هایی نیستیم که بگوییم به من چه! ما مردمی هستیم که احساس مسئولیت می‌کنیم. حالا فکر نمایید در میان مردمی با چنین روحیه‌ای بزرگ شده باشی و زن هم باشی. پس نمی‌توانی بی‌تفاوت باشی. همیشه دعا می‌کنم خدا نخواهد روزی را که ملتی بی‌تفاوتی را تجربه کند. آن روز روز مرگ ماست که بگوییم به من چه همسایه‌ام گرسنه ‌است! به من چه! خدا آن روز را نیاورد.

برای این‌که ما هنوز سنتی هستیم.
به نظر من این خوب است.

شما خودتان را سنتی می‌دانید یا مدرن؟
من خودم را خوب می‌دانم (با خنده). هنوز نگاهم این‌طور نشده که بگویم به خودم فکر می‌کنم و بقیه مسائل به من ربط ندارد. من هنوز آدمی هستم که نسبت به اطرافیانم بسیار حساس هستم، مراقبم که کسی از دستم ناراحت نشود، به حال و احوال بغل‌دستی‌ام فکر می‌کنم، در قبال خانواده احساس مسئولیت می‌کنم.

اگر شبی احساس کنم پدر و مادرم با ناراحتی از دست من خوابیده‌اند، دیوانه می‌شوم، هر ساعتی که باشد بیدارشان می‌کنم و از آنها می‌خواهم مرا ببخشند. نمی‌توانم سه روز قهر باشم! می‌گویند نسل‌های بعد از ما این طوری هستند. من نمی‌دانم، اما من به عنوان یک دهه شصتی احساس مسئولیت می‌کنم و این حس را دوبرابر نمایید چون من یک زن هستم. زمان ی یک آدمی را در خیابان ببینم که چیزی می‌فروشد یا داستان فقر کسی را بشنوم، هنوز انگار چیزی در من هست که نمی‌گذارد بی‌تفاوت باشم.

فکر می‌کنم برای نگه‌داشتن این چیزی که درونتان حس می‌نمایید، می‌جنگید!
آزاده نامداری :همه کسانی که مثل من فکر می‌کنند برای حفظ این احساس‌ها می‌جنگند. ما اگر این احساسات را از دست بدهیم سرمایه بزرگی را از دست داده‌ایم. همه ما تلاش می‌کنیم که بگوییم احساس مسئولیت، تعلق و اصالت داریم. این‌که همه چیز را رها کنیم روی باد هوا که برای خودش بچرخد، اتفاق خوبی نیست. من دوست ندارم چنین آدمی باشم حتی اگر خوش‌تر باشم چون تعریف زندگی من این نیست که خوش‌تر باشم، تعریف زندگی من این است: درست‌تر باشم.


آزاده <strong>نامدار</strong>ی
علم روان‌شناسی این همه گذشت از خود و به فکر دیگران بودن را تائید می‌کند؟
چیزی که روان‌شناسی تائید می‌کند تعدیل و تعادل است. روان‌شناسی می‌گوید هر چیزی زیادتر یا کمتر از حد تعادل بد می باشد و جالب این‌که نگاه دینی ما هم همین را می‌گوید و افراط و تفریط را رد می‌کند. روان‌شناسی هم می‌گوید آن‌قدر به دیگران فکر نکن که خودت را فراموش کنی، این‌قدر هم بی‌مسئولیت نباش که دیگران را به دردسر بیندازی. مشترکات زیادی در علم روان‌شناسی و آموزه‌های دینی ما وجود دارد و حتی مشترکاتی با سنت‌های ما؛ مثلا این‌که ما دوست داریم آدم‌های مسئولی باشیم، بچه‌های مسئولی بار بیاوریم و این مساله همچنان تداوم پیدا کند.

خانومی که شما باشی برای زنده نگه داشتن این دیدگاه‌های شرقی و سنتی تلاش می‌کند. درست است؟
از کلمه سنتی و مدرن بگذریم. من دوست دارم مقولات را به خوب و بد تقسیم کنم. من دوست دارم آدم خوب ببینم، احساس خوب داشته باشم.

اما «خوب» خیلی نسبی است!
نسبی است، اما هم در سنت و هم در مدرنیته چیزهایی داریم که خوب هستند. زندگی مدرن زندگی صادقانه‌ای است؛ بچه‌های نسل جدید خوب یا بد خودشان هستند و بسیار صادقانه خودشان را به نمایش می‌گذارند، اما در زندگی سنتی آدم‌ها خیلی اهل حرمت نگه داشتن هستند. بنابراین فکر می‌کنم بهتر می باشد ترکیبی از هر دو را داشته باشیم. نمی‌دانم اسمش را چه می‌توان گذاشت، اما می‌توانیم همه چیزهایی را که دوست داریم فارغ از مدرن یا سنتی بودن، کنار هم جمع کنیم.

من در برنامه خانومی که شما باشی دنبال همین ترکیب هستم تا مجموعه‌ای از چیزهایی را که دوست داریم در کنار هم به ما بدهد. من زمان ی به خانه خانمی می‌روم که متولد سال 1363 می باشد و ده فرزند دارد، با مقوله جدیدی روبه‌رو می‌شوم که باید ساعت‌ها بنشینم و او را نگاه کنم تا چراها را پیدا کنم. این برای من خوشبختی می باشد که می‌توانم این زن‌ها را از نزدیک ببینم. زمان ی زنی به من می‌گوید خانم نامداری همسر من زنده است، اما حتی نمی‌تواند حرف بزند و فقط به دنیا نگاه می‌کند اما عاشق اوست و مثل پروانه دور او می‌گردد، من به خودم می‌گویم چنین دنیایی هم هست که من ندیده بودم.

این زن‌ها را چطور پیدا می‌نمایید؟
بسختی و با کمک خبرنگارهایی مثل شما که اسمشان در تیتراژ برنامه هست. گاهی هم آنها خودشان را معرفی می‌کنند. صحبت می‌کنیم و آشنا می‌شویم و جالب این‌که تعدادشان خیلی زیاد است.

و چطور انتخابشان می‌نمایید؟
آزاده نامداری :برنامه ما بین 25 تا 30 دقیقه زمان دارد. در مرحله اول به این فکر می‌کنیم که داستان این خانم قابلیت 25 تا 30 دقیقه مستند را دارد. در مرحله بعد که آنها را ملاقات می‌کنیم، با هم حرف می‌زنیم، طرحی برای مستندمان می‌نویسیم و بعد می‌زنیم به دل کار که خیلی اتفاقات در همین مرحله می‌افتد. به قول دوستان کارشناس رئالیتی شو ارائه می‌کنیم.

اگر سراغ خانمی بروید، با او حرف بزنید و به این نتیجه برسید که به درد برنامه شما نمی‌خورد، او از شما نمی‌رنجد؟
چرا، اما کاری نمی‌شود کرد. این اتفاق برای ما هم به‌لحاظ تولیدی مشکلاتی ایجاد می‌کند، اما زمان ی نمی‌شود چه باید کرد. این‌که خانمی برای برنامه ما مناسب نیست به این معنا نیست که او خوب نیست، مساله اینجاست که داستان او برای برنامه ما کافی نیست و همه ابعاد مورد نظر ما را پر نمی‌‌کند. خدا را شکر تا حالا کسی از ما نرنجیده است. من با همه این خانم‌ها در تماس هستم و کسی با دلخوری از ما جدا نشده است.

چرا نریشن‌های برنامه از زبان زنی نوشته و خوانده می‌شود که سوژه برنامه است؟
این از خودخواهی من است. احساس می‌کنم جاهایی از برنامه خالی می‌شود و به هر حال من مجری هستم و سر و کارم با حرف زدن و کلمات است. فکر می‌کنم حس آدم‌ها را بهتر از خودشان در قالب کلمه طرح می‌کنم به همین دلیل هر جایی احساس کنم لازم می باشد احساسات درونی آن زن را در قالب کلمات ادبی مطرح می‌کنم. زمان ی من چند روز مهمان یک زن هستم، به تحلیلی درباره او می‌رسم که ممکن می باشد در چند متن کوتاه به آنها اشاره کنم.

چرا شاعرانه؟
برای این‌که خانومی که شما باشی یک برنامه زنانه می باشد و من به دنیا از دریچ
یکی از آرزو های من - آزاده نامداری

برچسب های
یکی از آرزو های من - آزاده نامداری - - - - - -

آمار و ارقام
زمان قرار گرفتن در سایت :1393/07/13-51 ماه قبل
کل بازدید : 17,704
تعداد بازدید ماه جاری : 13,337
تعداد بازدید در هفته جاری : 2
تعداد علاقه مندی ها : 0

تعداد 0رای به یکی از آرزو های من - آزاده نامداری داده شده است
و میانگین امتیازات برابر است با: 50 %
نظر شما راجع به یکی از آرزو های من - آزاده نامداری


مطالب مرتبط با یکی از آرزو های من - آزاده نامداری

غواصی در دنیای اسرارآمیز خلیج فارس غواصی در دنیای اسرارآمیز خلیج فارس
جزیره کیش سال‌های سال است که غواصی را به صورت حرفه ای هم در زمینه‌ی آموزشی و هم به صورت تفریحی به علاقمندان این رشته ارائه می‌دهد. وبسایت تخصصی درج آگهی رایگان خودرو وبسایت تخصصی درج آگهی رایگان خودرو
آرا خودرو وبسایت تخصصی درج آگهی رایگان خودرو با به کارگیری شیوه های مدرن و نوین در جهت معرفی و فروش خودروهای نو و کارکرده با در اختیار داشتن مصرف سیر رو به دلایل زیر بیشتر کنید مصرف سیر رو به دلایل زیر بیشتر کنید
سیر و پیاز جز موادی هستند که خواص فراوانید دارندو و فواید اونا انقدر زیاده که در همه جا به مصرف به اندازه و روزانه اونا توصیه شدهاست و حتی در طب سنتی نیز مطب سیر و البته پیاز به کرار توصیه شده است آموزش تصویری چطور ایمیل گوگل بسازیم آموزش تصویری چطور ایمیل گوگل بسازیم
امروزه داشتن ایمیل جز ملزومات زندگی است و شما برای واد شدن به دنیای متمدن تر نیاز به داشتن راه های ارتباطی جدید هستید و باید ایمل رو داشته باشید.یکی از بهترین سرویس دهندگان ایمیل سرویس ایمیل گوگل است که به جیمیل نیز معروف است پس امروز باهم نگاهی داریم به نحوه ساخت ایمیل گوگل. علت کچل بودن لاشخور ها علت کچل بودن لاشخور ها
کرکس ها موجودات متفاوتی هستند. هم به دلیل نحوه زندگی آن ها و هم به دلیل ظاهر متفاوتی دارند. این پرندگان که به لاشخور نیز معروف هستند  کله ای کچل دارند که این کپلی که اون ها ظاهری متقاوت در پرندگان حتی حیوانات به آن ها داده و اون ها رو متفاوت از بقیه جانداران کرده و این سوال بساری است که چرا این گروه از حیوانات کچل هستند اسرار انرژی های کوآنتومی اسرار انرژی های کوآنتومی
کارشناسان نیروهای فراطبیعی و نیروهای کوانتومی فوق فیزیکی براین باورند که هر چیزی در این جهان انرژی خاصی دارد و باتوجه به انرژی های آن ارزش گزاری بر روی اشیا و موجودات میکنند.و براین باورند که انسان که اشرف مخلوقات است فرای هر چیز دیگری در جهان دارای انرژی های کوآنتومی است و انرژی ساتع میکند و البته جذب میکند ماجرای ضرب المثل آدم گرسنه سنگم میخوره ماجرای ضرب المثل آدم گرسنه سنگم میخوره
درادامه پرداختن به ماجرای ضرب المثل ها امروز دومین ضرب المثل رو براتون داریم و قصد داریم نگاهی بندازیم به تاریخچه  و معنی ضرب المثل "آدم گرسنه سنگم میخوره"  پس با ماهمراه باشید. ماجرای ضرب المثل گل پشت و رو ندارد ماجرای ضرب المثل گل پشت و رو ندارد
یک بخش جدید رو براتون خواهیم داشت اون در مورد ضربزالمثل ها و داستان پیدایش اون هاست ، امروز با ماجرای شکل گیری ضرب المثل "گل پشت و رو نداره" با شما هستیم و کم از ماجرای با مزه شکل گیری این ضرب المثل بهتون میگیم نمادهای ماه های تولد افراد نمادهای ماه های تولد افراد
سمبل های ماه های تولد در فرهنگ های متفاوت میتونه فرق بکنه اما در دنیای امروز تعدادی از اونا معروفتر و شناخته شده تر شده اند و امروز قصد داریم نگاهی بندازیم به معروف ترین گروه نماد ماه های تولد و معنی که هر کدوم از این نماد ها برای ماه ها دارند. عکس رفاقتی آرش برهانی و امیرعلی دانایی عکس رفاقتی آرش برهانی و امیرعلی دانایی
امروز عکسی دوستانه از دو چهره معروف رو براتون داریم عکس رفاقتی آرش برهانی و امیرعلی دانایی
عکس رفاقتی آرش برهانی و امیرعلی دانایی عکس رفاقتی آرش برهانی و امیرعلی دانایی
امروز عکسی دوستانه از دو چهره معروف رو براتون داریم عکس رفاقتی آرش برهانی و امیرعلی دانایی عکس یهویی شهره قمر و کوروش کبیر عکس یهویی شهره قمر و کوروش کبیر
عکس یهویی شهره قمر و کوروش کبیر تست هوش میمون باهوش و چرخ دنده ها تست هوش میمون باهوش و چرخ دنده ها
امروز تست هوش تازه دیگری رو براتون داریم که در اون باید در مورد میمونی و چرخ دنده های ی که در کنارش هست هوش خودتون رو نشون بدید شعر بامزه خانه تکانی شعر بامزه خانه تکانی
امروز شعر با مزه ای درباره خانه تکانی رو براتون داریم که خالی از لطف نیست سری دوم جک های  الکی مثلا سری دوم جک های الکی مثلا
امروز سری دیگری از جک های الکی مثلا رو براتون داریم جک هایی بامزه و خنده دار دیگری که برای دوست داران این جک ها میتونه جذاب باشه و از خواندنشون لذت ببرند خوابگری یا هیپنوتیزم چیست خوابگری یا هیپنوتیزم چیست
خوابگری یا هیپنوتیزم یک عمل علمی است که فکر کنم کمتر ما از اون شناخت درستی داریم ،برای همین فکر کردم بد نباشه امروز مطلب خلاصه ای درباره هیپنوتیزم یا همون خوابگری براتون داشته باشیم الکی مثلا !!!! الکی مثلا های تازه الکی مثلا !!!! الکی مثلا های تازه
تازگی ها تیکه کلامی در شبکه های اجتماعی دهان به دهان میگردد تحت عنوان "الکی مثلا" که امروز تعدادی از اونا رو براتون داریم دلیل بیضوی شکل بودن تخم مرغ ها دلیل بیضوی شکل بودن تخم مرغ ها
نمیدونم برای شما هم سوال بوده که چرا تخم مرغ ها بیضوی هستند امروز نگاهی انداختیم به این شکل متفاوت تخمل مرغ و دلیل آن حکایت جالب گله از همسر ناسازگار حکایت جالب گله از همسر ناسازگار
امروز بعد از مدت زیادی براتون حکایت خواندنی دیگری رو براتون داریم که  درباره همسر ناسازگاری است و... سخنان خواندنی از کوروش کبیر سخنان خواندنی از کوروش کبیر
امروز تعدادی سخت خواندنی  از کوروش کبیر رو براتون داریم


سری اول عکس هایی از محمد رضا گلزار سری اول عکس هایی از محمد رضا گلزار
سری اول عکس هایی از محمد رضا گلزار
کلود یا ابر چیست و کلود کامپیوتینگ چه میکند کلود یا ابر چیست و کلود کامپیوتینگ چه میکند
این روزها هر جا و در محافل عملی و نیمه عملی که حصور پیدا میکنید اسم کلود با همون ابر خودمون رو میشنویم و عنوان هایی نیز مانند کلود کامپیوتینک با اون همراه هست  اما این کلود که انقدر ای نروزها از اون حرف زده میشه چیست و چه کاری انجام میده
رنگ مو فانتزی و زنانه 2014 رنگ مو فانتزی و زنانه 2014
رنگ مو فانتزی و زنانه 2014 را برای شما در این مطلب قرار داده ایم.
ملک جمشید و چهل گیسو بانو حکایتی خواندنی دیگر ملک جمشید و چهل گیسو بانو حکایتی خواندنی دیگر
امروز حکایت جالب دیگری رو براتون داریم از ملک جمشید و چهل گیسو بانو حکایتی خواندنی دیگر در مجله شیثار
رنگ مو جدید و فانتزی دخترانه رنگ مو جدید و فانتزی دخترانه
رنگ مو جدید و فانتزی دخترانه را برای شما در این مطلب قرار داده ایم.
حکایت شگرف تاثیر قرآن بر زندگی حکایت شگرف تاثیر قرآن بر زندگی
امروز حکایتی خواندنی و البته شگفت انگیز رو براتون داریم که حکایتی است خواندنی و البته شگفت انگیز
ساعت صفحه گرد مارک و گرانقیمت ساعت صفحه گرد مارک و گرانقیمت
ساعت صفحه گرد مارک و گرانقیمت را برای شما دوستان عزیز در این مطلب قرار داده ایم.
با بهرام رادان درباره شرکتش در کانادا و ناصر ملک مطیعی با بهرام رادان درباره شرکتش در کانادا و ناصر ملک مطیعی
امروز گفت و گویی با بهرام رادان رو براتون داریم نا گفته های او، از شرکتش در آمریکا گرفته تا همکاری با ناصر ملک مطیعی
مدل ساعت مارک روز مدل ساعت مارک روز
مدل ساعت مارک روز را برای کاربران عزیز در این مطلب قرار داده ایم.
وقتی جنیفر لوپز از راز خوش اندامی اش میگوید وقتی جنیفر لوپز از راز خوش اندامی اش میگوید
امروز مصاحبه ای با جنیفر لوپز رو برای شما داریم مصاحبه ای با او درباره راز خوش اندام بودن این خواننده و بازیگر هالیوودی
خرید بک لینک دانلود آهنگ دانلود بازی کم حجم مدل آستین مانتو